حدیث دربارهاستجابت دعاها

عنه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: إنَّ اللّه‏َ تَعالى قالَ: مَن عادى لي وَلِيّا فَقَد آذَنتُهُ بِالحَربِ. وما تَقَرَّبَ إلَيَّ عَبدي بِشَيءٍ أحَبَّ إلَيَّ مِمَّا افتَرَضتُ عَلَيهِ. وما يَزالُ عَبدي يَتَقَرَّبُ إلَيَّ بِالنَّوافِلِ حَتّى اُحِبَّهُ، فَإِذا أحبَبتُهُ كُنتُ سَمعَهُ الَّذي يَسمَعُ بِهِ، وبَصَرَهُ الَّذي يُبصِرُ بِهِ، ويَدَهُ الَّتي يَبطِشُ بِها، ورِجلَهُ الَّتي يَمشي بِها، وإن سَأَلَني لاَُعطِيَنَّهُ، ولَئِنِ استَعاذَني لاَُعيذَنَّهُ. ۱
رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: خداوند متعال فرمود: «هركس با يكى از دوستانم دشمنى كند، به او اعلان جنگ مى‏كنم. بنده‏ام با چيزى محبوب‏تر در نزد من از واجباتى كه بر او واجب ساخته‏ام، به من نزديك نمى‏شود. بنده‏ام با كارهاى مستحب همچنان به من نزديك مى‏شود، تا آن جا كه دوستش مى‏دارم. پس چون دوستش داشتم، گوش شنوايش، چشم بينايش، دست كارايش و پاى راهروش مى‏شوم. اگر از من درخواست كند، به او خواهم بخشيد و اگر از من پناه جويد، پناهش خواهم داد».
۱.صحيح البخاري: 5 / 2385 / 6137، السنن الكبرى: 10 / 370 / 20980 كلاهما عن أبي هريرة، مسند ابن حنبل: 10 / 112 / 26253 عن عائشة، كنز العمّال: 1 / 229 / 1156.

احادیث دیگر این موضوع

۳
مناقب آل ابى طالب: منقول است كه عابدان بصره، مانند ايّوب سجستانى، صالح مِزّى، عُتبَه علاّم، حبيب قادسى، مالك بن دينار، ابوصالح اعمى، جعفر بن سليمان، ثابت بَنانى، رابعه و سُعدانه، از خداوند به دعا خواستار باران شدند؛ امّا نوميد بازگشتند. ناگاه جوانى ـ كه اندوه‏هايش او را غمگين ساخته و غم‏هايش او را بى‏قرار كرده بود ـ پيش آمد و چند دور بر گِرد كعبه طواف كرد. سپس به سوى ما آمد و نام يكايك ما را گفت. گفتيم: اى جوان، لبّيك! گفت: «آيا در ميان شما كسى نيست كه خداى رحمان، دوستش داشته باشد؟». گفتيم: اى جوان! از ما دعاست و از او اجابت! گفت: «از كعبه دور شويد كه اگر در ميان شما كسى شايسته اجابت خداى مهربان بود، تاكنون اجابتش كرده بود». سپس به كعبه نزديك شد و به سجده افتاد. پس از آن، شنيدم كه در سجده‏اش مى‏گويد: «سرورم! تو را به محبّتى كه نسبت به من دارى، سوگند مى‏دهم كه بر آنان باران ببارى». هنوز سخنش تمام نشده بود كه باران، چون دهانه گشوده مشك‏ها بر ايشان فرو ريخت. سپس در حالى كه اين اشعار را مى‏خواند، از پيش ما رفت: «هركه پروردگار را بشناسد و شناخت پروردگارش/ [از ديگران] بى‏نيازش نكند، او شوربخت است. مؤمن حقيقى، به سبب آنچه در راه طاعت خدا به سرش مى‏آيد/ و رنجى كه مى‏كشد، دست از آن نمى‏كشد. بنده را با عزّتِ توانگران چه كار،/ در حالى كه همه عزّت، از آنِ پرهيزگاران است؟». درباره نام آن جوان پرسيدند. گفتند: اين، زين‏العابدين است.