حدیث دربارهاُنس با خدا
عنه عليهالسلام ـ في دُعاءٍ لَهُ يَلجَأُ فيهِ إلَى اللّهِ لِيَهدِيَهُ إلَى الرَّشادِ ـ : اللّهُمَّ إنَّكَ آنَسُ الآنِسينَ لِأَولِيائِكَ، وأحضَرُهُم بِالكِفايَةِ لِلمُتَوَكِّلينَ عَلَيكَ، تُشاهِدُهُم في سَرائِرِهِم، وتَطَّلِعُ عَلَيهِم في ضَمائِرِهِم، وتَعلَمُ مَبلَغَ بَصائِرِهِم؛ فَأَسرارُهُم لَكَ مَكشوفَةٌ، وقُلوبُهُم إلَيكَ مَلهوفَةٌ، إن أوحَشَتهُمُ الغُربَةُ آنَسَهُم ذِكرُكَ، وإن صُبَّت عَلَيهِمُ المَصائِبُ لَجَؤوا إلَى الاِستِجارَةِ بِكَ؛ عِلما بِأَنَّ أزِمَّةَ الاُمورِ بِيَدِكَ، ومَصادِرَها عَن قَضائِكَ. ۱
امام على عليهالسلام ـ در دعايى كه در آن به خدا پناهنده مىشود تا او را به راه درست، هدايت فرمايد ـ : بارالها! تو براى دوستانت همدمترينِ همدمانى و براى توكّلكنندگان به تو، از همه كاردانتر. بر نهانىهايشان بينايى، و از درونهايشان باخبر، و از حدّ بينش آنان آگاه. رازهايشان بر تو آشكار است و دلهايشان شيفته تو. اگر غربت به وحشتشان اندازد، ياد تو آرامشان مىسازد و اگر مصيبتها بر آنان فرو بارد، به سوى تو پناه مىآورند؛ زيرا مىدانند كه سر رشته كارها به دست توست و خاستگاه آنها قضاى تو.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 227.