گناه كردن

2 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ آدَمَ قَبلَ أن يُصيبَ الذَّنبَ كانَ أجَلُهُ بَينَ عَينَيهِ وأمَلُهُ خَلفَهُ، فَلَمّا أصابَ الذَّنبَ جَعَلَ اللّهُ أمَلَهُ بَينَ عَينَيهِ وأجَلَهُ خَلفَهُ، فَلا يَزالُ يَأمُلُ حَتّى يَموتَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آدم عليه السلام پيش از آن كه گناه كند، ۲ اَجَلش پيش روى او بود و آرزويش پشتِ سرش. چون گناه كرد، خداوند، آرزويش را پيشِ چشم او قرار داد و اَجَلش را پشت سرش. از اين رو، پيوسته آرزو مى كند تا مى ميرد.
۱.تاريخ دمشق: ج7 ص442 ح2043 عن الحسن، كنزالعمّال: ج3 ص490 ح7554.
۲.مقصود از گناه، ترك اولى است زيرا انبياء الهى ـ چنان كه در مبحث عصمت انبياء خواهد آمد ـ از خطا و گناه مصونيت دارند.
علل الشرائع عن مُعَمَّر بن يحيى:قُلتُ لِأَبي جَعفَرٍ عليه السلام: ما بالُ النّاسِ يَعقِلونَ ولا يَعلَمونَ؟ ۱ قالَ عليه السلام: إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى حينَ خَلَقَ آدَمَ جَعَلَ أجَلَهُ بَينَ عَينَيهِ وأمَلَهُ خَلفَ ظَهرِهِ، فَلَمّا أصابَ الخَطيئَةَ جَعَلَ ۲ أمَلَهُ بَينَ عَينَيهِ وأجَلَهُ خَلفَ ظَهرِهِ، فَمِن ثَمَّ يَعقِلونَ ولا يَعلَمونَ. ۳
علل الشرائعـ به نقل از معمّر بن يحيى ـ: به امام باقر عليه السلام گفتم: چرا مردم با آن كه خِرد دارند، نمى فهمند؟ ۴ فرمود: «زمانى كه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ آدم عليه السلام را آفريد، اَجَل او را پيشِ رويش قرار داد و آرزويش را پشتِ سرش، و چون مرتكب خطا شد، آرزويش را پيش روى او قرار داد و اَجَلش را پشتِ سرش. از اين روست كه خِرد دارند، امّا نمى فهمند».
۱.قال المجلسي قدس سره: يحتمل أن يكون المراد: ما بال الناس يعلمون الموت والحساب والعقاب ويؤمنون بها ولا يظهر أثر ذلك العلم في أعمالهم؟ فهم فيما يعملون من الخطايا كأنّهم لا يعلمون شيئا من ذلك. والظاهر أنّ هاهنا تصحيفا من النسّاخ، وكان «لا يعملون» بتقديم الميم على اللام فيرجع إلى ما ذكرنا (بحار الأنوار: ج 1 ص 162).
۲.في المصدر: «حصل»، وما أثبتناه من بحار الأنوار.
۳.علل الشرايع: ص 92 ح 1، بحار الأنوار: ج 1 ص 161 ح 2.
۴.مجلسى قدس سره گويد: ممكن است مراد اين باشد كه: چرا مردم با آن كه مى دانند مرگ و حساب و كتاب و مجازات در كار است و به آنها ايمان دارند اثر اين دانستن در اعمال و رفتار آنان ظاهر نمى شود؟ پس، با خطاها و گناهانى كه مى كنند گويى چيزى در اين باره نمى دانند. ظاهراً در اين جا تصحيفى از جانب ناسخان صورت گرفته و «لايعلمون»، «لايعملون». [عمل نمى كنند]بوده است؛ بنابراين، معناى جمله بر مى گردد به آنچه گفتيم.