خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
فرهنگ نامه آرزو
موضوعات
تكيه بر غيرخدا
108. ـ در مناجات انجيليه ـ: سرور من! نوم…
حدیث درباره
تكيه بر غيرخدا
فرهنگ نامه آرزو، ص ۸۱، ح ۱۰۸
امام سجاد علیهالسلام
تكيه بر غيرخدا
الإمام زين العابدين عليه السلام
ـ فِي المُناجاةِ الإِنجيلِيَّةِ ـ
: سَيِّدي خابَ رَجاءُ مَن رجا سِواكَ.
۱
امام زين العابدين عليه السلام
ـ در مناجات انجيليه ـ
: سرور من! نوميد شد هر آن كه به غير تو اميد بست.
۱.
بحار الأنوار: ج 94 ص 161 ح 22 نقلاً عن كتاب أنيس العابدين.
کلیدواژهها
آفتهای آرزوها
تکیه بر غیرخدا
احادیث دیگر این موضوع
۳
امام على عليه السلام:هركه به غيرِ خداوند سبحان اميد بندد، اميدهايش را دروغ مى يابد.
امام صادق عليه السلام:معبود من!. تو، تويى! هر اميدى قطع مى شود، جز اميد به تو و هر آرزويى ناكام مى گردد، جز آرزوى تو. پس، اميدم را قطع مكن، اى مولاى من!
الأمالى، طوسىـ به نقل از محمّد بن عجلان ـ: به تنگ دستى شديدى گرفتار شدم و دوست غمخوارى هم نداشتم. قرض سنگينى بالا آوردم و طلبكارى داشتم كه مرتّب پولش را از من مى طلبيد. ناچار، رهسپار سراى حسن بن زيد ـ كه در آن وقت امير مدينه بود و ميان ما آشنايى اى بود ـ، شدم. محمّد بن عبد اللّه بن على بن حسين كه با هم آشنايى ديرينه اى داشتيم، از حال و روز من آگاه شد. در راه، مرا ديد و دستم را گرفت و گفت: شنيده ام كه در مضيقه هستى. براى رفع گرفتارى ات به چه كسى اميد بسته اى؟ گفتم: به حسن بن زيد. گفت: در اين صورت، حاجتت برآورده نمى شود و به خواسته ات نمى رسى. نزد كسى برو كه قادر به اين كار باشد و از هر بخشنده اى بخشنده تر است. براى رفع گرفتارى ات به او اميد ببند؛ چرا كه من از پسر عمويم جعفر بن محمّد عليهماالسلامشنيدم كه از پدرش، از جدّش، از پدرش حسين بن على عليهماالسلاماز پدرش على بن ابى طالب عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت مى كند كه فرمود: «خداوند، در يكى از وحى هايش به يكى از پيامبرانش فرمود: به عزّت و جلالم سوگند، آرزوى هر آن كس را كه به غير من آرزو بندد، به يأس مبدّل مى سازم و جامه خوارى در ميان مردم بر او مى پوشانم و از گشايش و فضل خويش، دورش مى گردانم. آيا بنده ام در سختى ها به غير من آرزو مى بندد يا به كسى جز من، اميدوار مى شود، در حالى كه بى نياز بخشنده، منم و كليد درهاى بسته، در دست من است و درِ خانه ام به روى هر كس كه مرا بخواند، باز است؟ آيا نمى داند هر مصيبتى او را از پا در آورد، جز من، كسى نمى تواند آن مصيبت را از او برطرف سازد؟ پس چه شده است كه مى بينم آرزويش را از من، روى گردان ساخته، در حالى كه من به واسطه بخشش و كَرَم خويش، آنچه از من درخواست هم نكرده است، به او عطا كرده ام؟! حال از من روى گردانده و در مصيبتى كه به او رسيده، از من درخواست نمى كند و دستِ خواهش به سوى غير من دراز كرده است، در حالى كه منم خدايى كه پيش از درخواست، عطا مى كنم. پس آيا اگر از من درخواست شود، اجابت نمى كنم؟ هرگز! آيا بخشش و كَرَم، متعلّق به من نيست؟ آيا دنيا و آخرت، در دست من نيست؟ اگر اهل هفت آسمان و زمين، همگى از من بخواهند و من، درخواست يكايك آنها را برآورم، اين به قدر بال پشه اى از مُلك من نمى كاهد. چگونه ملكى كه من صاحب آنم، كاستى يابد؟ پس، نگون بخت، كسى است كه مرا نافرمانى كند و مرا در نظر نگيرد». گفتم: اى فرزند پيامبر خدا! اين حديث را برايم تكرار كن. حضرت امام عليه السلام سه بار آن را بازگو كرد. گفتم: نه، به خدا! از اين پس، از احدى حاجتى نمى خواهم. چندى نگذشت كه مرا روزى و فضلى از نزد خداوند رسيد.
حدیث 107
موضوع
حدیث 109