حدیث دربارهتفسير علم و فضل

رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:العِلمُ ثَلاثَةٌ، و ما سِوى ذلكَ فهُوَ فَضلٌ: آيَةٌ مُحكَمَةٌ، أو سُنَّةٌ قائمَةٌ، أو فَريضَةٌ عادِلَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:علم [حقيقى] سه تاست و جز آنها فضل است: آيه اى محكم، يا سنّتى جارى، يا فريضه اى ميانه. ۲
۱.كنز العمّال: 28659.
۲.درباره اين سه جمله شارحان و مترجمانِ اصول كافى توضيحاتى داده اند كه علاقه مندان مى توانند به اصول كافى، جلد اول، باب صفة العلم و فضله و فضل العلماء، حديث شماره يك، مراجعه كنند ـ م.

احادیث دیگر این موضوع

۳
تنبيه الخواطر:روايت شده است كه امام صادق عليه السلام خطاب به يكى از شاگردان خود فرمود: تو از من چه آموخته اى؟ عرض كرد: سرورم! هشت مسأله آموخته ام. فرمود: بگو بدانم چيست. عرض كرد: نخست اين كه دريافتم هر محبوبى، در هنگام مرگ، از حبيب خود جدا مى شود. از اين رو، همّ خود را مصروف چيزى كردم كه از من جدا نمى شود، بلكه يار تنهايى من است و آن كار نيك است. حضرت فرمود: آفرين. دوم اين كه مشاهده كردم قومى به تبار خود مى نازند و جماعتى به مال و فرزند، در صورتى كه اينها افتخار نيست، بلكه افتخار بزرگ را در اين سخن خداوند متعال يافتم كه: «همانا گراميترين شما در پيشگاه خدا پرهيزگارترين شماست». بنا بر اين، كوشش كردم تا نزد او گرامى باشم. حضرت فرمود: آفرين. سوم اين كه هوسرانى و خوشگذرانى مردم را ديدم و اين فرموده خداوند متعال را نيز شنيدم: «اما آن كه از مقام پروردگارش ترسيد و نفْس را از هوس بازداشت، بهشت جايگاه اوست»؛ پس، سعى كردم نفْس را از هوس باز دارم تا بر طاعت خداوند متعال آرام و قرار گيرد. حضرت فرمود: آفرين. چهارم اين كه ديدم هر كس به چيزى كه برايش ارزشمند است دست يابد، در نگهدارى آن مى كوشد و اين سخن خداوند سبحان را شنيدم: «كيست كه به خداوند وام نيكو دهد و او آن را برايش دو چندان گرداند و مزدى كريمانه به وى دهد». و من دو چندان شدن را پسنديدم و محفوظتر از آنچه نزد خداست چيزى نديدم. بنا بر اين، هر چيزى كه مى يافتم و برايم ارزشمند بود آن را به خدا دادم، تا براى زمانى كه بدان نياز دارم پس انداز شود. حضرت فرمود: آفرين. پنجم اين كه ديدم مردم به روزىِ هم حسادت مى ورزند و اين سخن خداوند متعال را شنيدم: «ما روزى آنها را در زندگى اين جهان ميانشان تقسيم كرديم و برخى را بر برخى ديگر برترى داديم، تا عدّه اى، عده اى ديگر را به خدمت گيرند. و رحمت پروردگارت از آنچه آنها گرد مى آورند بهتر است». بنا بر اين، به هيچ كس حسد نبردم و براى آنچه از دستم رفته افسوس نخوردم. حضرت فرمود: آفرين. ششم اين كه ديدم مردم در اين سراى دنيا با يكديگر دشمنى و كينه مى ورزند و اين سخن خداوند متعال را شنيدم: «همانا شيطان دشمن شماست؛ پس شما نيز او را دشمن داريد». از اين رو به دشمنى با شيطان پرداختم و از دشمنى با جز او فارغ گشتم. حضرت فرمود: آفرين. هفتم اين كه ديدم مردم در تحصيل روزى، خود را به رنج و زحمت مى اندازند و اين سخن خداوند متعال را شنيدم: «جنّ و انس را نيافريدم، مگر براى اين كه مرا عبادت كنند. از آنها رزقى نمى خواهم و نمى خواهم كه مرا اطعام كنند. خداست روزى دهنده و اوست صاحب نيرويى سخت استوار» و دانستم كه وعده و سخن او راست است و به وعده او اطمينان كردم و سخنش را پذيرفتم و به انجام وظيفه اى كه در قبال او دارم (عبادت و شناخت) پرداختم و از به رنج افكندن خود در طلب روزى اى كه نزد او دارم [و رساندنش را تضمين كرده است]فارغ گشتم. حضرت فرمود: آفرين. هشتم اين كه ديدم عدّه اى به تندرستى خود تكيه مى كنند و گروهى به پول و ثروت فراوان خويش و جماعتى ديگر به امثال اين چيزها. و سخن خداوند متعال را شنيدم: «هر كس از خدا بترسد، خداوند براى او برونشوى قرار دهد و از جايى كه گمانش را هم نمى برد روزيش دهد و هر كه به خدا تكيه و توكّل كند، خداوند او را بس است». پس، به خدا تكيه كردم و تكيه ام به جز او از بين رفت. حضرت فرمود: به خدا قسم كه تورات و انجيل و زبور و فرقان و ديگر كتابها [ى آسمانى]همگى به اين هشت مسأله برمى گردند.