حدیث دربارهطبقات جويندگان دانش

رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:العُلَماءُ ثَلاثَةٌ: رَجُلٌ عاشَ بِهِ النّاسُ و عاشَ بِعِلمِهِ، و رَجُلٌ عاشَ بِه النّاسُ و أهلَكَ نَفسَهُ، و رَجُلٌ عاشَ بِعِلمِهِ و لَم يَعِش بِهِ أحَدٌ غَيرُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:علما سه گونه اند: عالمى كه مردم به او زنده اند و او به علم خود زنده است، و عالمى كه مردم به او زنده اند و او خود را به هلاكت انداخته است و عالمى كه به علم خود زنده است، امّا هيچ كس جز خودش از علم او بهره اى نمى برد.
۱.كنز العمّال: 28941.

احادیث دیگر این موضوع

۴
امام على عليه السلام:جويندگان اين دانش سه گروهند. هان! آنان را به اسم و رسم بشناسيد: گروهى از آنها دانش را به منظور ستيزه و جدل مى آموزند، گروهى براى بزرگى كردن و فريفتن فرا مى گيرند و گروهى براى فهميدن و به كار بستن مى آموزند. اما آن كه براى بحث و جدل مى آموزد در انجمنهاى بحث و مذاكره علمى، مردم آزارى و ستيزه گرى مى كند، به فروتنى تظاهر مى كند، ولى از پرهيزگارى تهى است. از اين رو، خداوند كمر او را بشكند و بينى اش را به خاك مالد. و آن كه براى بزرگى كردن و فريفتن مى آموزد، بر همتايان خود گردن فرازى مى كند، اما در برابر توانگران كه [از نظر علمى]كمتر از آنهايند و فروتنى مى نمايد. شيرينى آنها را مى خورد و دين خود را درهم مى شكند. پس، خداوند ديده چنين كسى را كور گرداند و [نام و]اثرش را از ميان آثار علما بر اندازد. و آن كه براى فهميدن و به كار بستن فرا مى گيرد، او را مى بينى كه دلگرفته و غمزده است. در تاريكى شب برخاسته و در بُرنُس بُرنُس به معناى كلاه بلندى است كه ناكسان در صدر اسلام بر سر مى نهاده اند. خود خزيده است. كار مى كند و ترسان است؛ از همه كس، جز برادران مورد اعتماد خويش، بيمناك و هراسان است. خداوند اركان [وجود]چنين كسى را استوار گرداند و روز قيامت امانش دهد.
امام على عليه السلام:تا دنيا باقى است دانشمندان باقى اند، پيكرهايشان از ميان مى رود، امّا يادهايشان در دلها مى ماند. ـ حضرت آن گاه با دستش به سينه خود اشاره كرد و فرمود: ـ هان! در اين جا دانش فراوانى است، كاش براى آن حاملانى مى يافتم! البته تيز هوشانى هستند، امّا يا امين و مورد اطمينان نيستند؛ زيرا ابزار دين را براى دنيا به كار مى گيرند و نعمتهاى خدا و حجّتها و براهين او را وسيله سلطه گرى بر بندگان و دوستان او قرار مى دهند. يا در برابر حاملان حق منقاد و مطيعند، اما به پيچ و خمهاى حق آشنايى و بصيرت ندارند و با اوّلين شبهه اى كه پيش آيد آتش شك و ترديد در دلشان فروزان مى شود. هان! نه اين گروه صلاحيت برخوردارى از دانش مرا دارند و نه آن گروه. گروهى هم هستند كه آزمند لذّتهايند و رام شهوتها. گروهى هم شيفته گرد آوردن مال و اندوختن ثروتند. اين دو گروه دين نگه دار نيستند. ماننده ترين چيز به آنها، حيوانات چرنده اند! چنين است كه با مرگ دانشمندان دانش نيز مى ميرد. آرى، البته زمين از كسى كه حجّت خدا را بر پاى دارد تهى نمى ماند كه او يا آشكار و شناخته شده است و يا ترسان و پنهان؛ براى اين كه برهانهاى خدا و نشانه هاى روشن او از ميان نرود. اينان چند نفرند و كجايند؟ شمار اينان اندك است و مقام و منزلتشان بزرگ!