گوش محجوب

4 حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:اِضرِبْ بِطَرفِكَ حَيثُ شِئتَ مِنَ الناسِ، فهَل تُبصِرُ (تَنظُرُ) إلاّ فَقيرا يُكابِدُ فَقرا، أو غَنِيّا بَدَّلَ نِعمَةَ اللّهِ كُفرا، أو بَخِيلاً اتَّخَذَ البُخلَ بِحَقِّ اللّهِ وَفرا، أو مُتَمَرِّدا كَأنَّ بِاُذُنِهِ عَن سَمعِ المَواعِظِ وَ قرا؟! ۱
امام على عليه السلام:در هر كجا كه خواهى به مردم نظرى بيفكن، آيا جز فقيرى را مى بينى كه از فقر در رنج است، يا ثروتمندى كه نعمت خدا را كفران كرده است، يا بخيلى كه براى افزودن بر دارايى خود، نسبت به حق خدا بخل مى ورزد، يا متمرّدى كه گويى از شنيدن پند و اندرزها كر است؟
۱.نهج البلاغة: الخطبة 129.
عنه عليه السلام:ما كُلُّ ذِي قَلبٍ بِلَبِيبٍ، و لا كُلُّ ذِي سَمعٍ بِسَمِيعٍ، و لا كُلُّ ناظِرٍ بِبَصيرٍ. ۱
امام على عليه السلام:نه هر كه دلى دارد خردمند است، و نه هر كه گوشى دارد شنواست، و نه هركه چشمى دارد بيناست.
۱.نهج البلاغة: الخطبة88.
عنه عليه السلام:يا أهلَ الكوفةِ، مُنِيتُ مِنكُم بِثَلاثٍ و اثنَتَينِ: صُمٌّ ذَوُو أسماعٍ، و بُكمٌ ذَوُو كَلامٍ، و عُميٌ ذَوُو أبصارٍ، لا أحرارُ صِدقٍ عِندَ اللِّقاءِ، و لا إخوانُ ثِقَةٍ عِندَ البلاءِ! ۱
امام على عليه السلام:اى كوفيان! من به سه خصلت [كه در شما هست] و دو خصلت [كه اصلاً در شما نيست]گرفتار شده ام: با اين كه گوش داريد، كر هستيد و با اين كه سخن مى گوييد، گنگيد و با اين كه چشم داريد، كوريد [و اما آن دو خصلت كه نداريد:] نه هنگام رويارويى با دشمن آزادگانى با صداقت هستيد و نه به گاه سختى و بلا، برادرانى مورد اعتماد مى باشيد!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 97.
عنه عليه السلامـ مِن كتابٍ لَهُ إلى قُثَمَ بنِ عبّاسٍ و هُو عامِلُهُ عَلى مَكَّةَ ـ: أمّا بعدُ، فَإنَّ عَيني ـ بالمَغرِبِ ـ كَتَبَ إلَيَّ يُعلِمُني أنَّهُ وُجِّهَ إلى المَوسِمِ اُناسٌ مِن أهلِ الشامِ العُميِ القُلوبِ، الصُّمِّ الأسماعِ، الكُمهِ الأبصارِ، الذين يَلبِسُونَ الحَقَّ بِالباطِلِ، و يُطِيعُونَ المَخلوقَ في مَعصيَةِ الخالِقِ. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه اى به قُثم بن عباس، كارگزار خود در مكّه ـنوشت: اما بعد، جاسوس من در مغرب به من نوشته و اطلاع داده است كه عدّه اى از شاميان كور دل، كه گوشهايشان [از شنيدن سخن حق]كر است و چشمهايشان [از ديدن حق] بكلى كور، همانان كه حق را با باطل مى آميزند و از مخلوق، به بهاى نافرمانى از خالق، فرمان مى برند، به سوى حج گسيل شده اند.
۱.نهج البلاغة: الكتاب33.