حدیث دربارهعلم نحو

كنز العمّال عن صَعصَعة بن صُوحان:جاءَ أعرابيٌّ إلى عليِّ بنِ أبي طالبٍ فقالَ: يا أميرَ المؤمِنينَ، كيفَ تَقرأُ هذا الحَرفَ «لا يَأكُلُهُ إلاّ الخاطُونَ»؟ كلٌّ و اللّهِ يَخطو! فتَبَسَّمَ علِيٌّ و قالَ: «لا يأكُلُهُ [إلاّ]الخاطِئونَ». قالَ: صَدَقتَ يا أميرَ المؤمِنينَ، ما كانَ لِيُسلِمَ عَبدَهُ، ثُمّ التَفَتَ عليٌّ إلى أبي الأسوَدِ الدُّؤليِّ فقالَ: إنّ الأعاجِمَ قد دَخَلَت في الدِّينِ كافَّةً، فضَعْ للنّاسِ شَيئا يَستَدِلّونَ بهِ على صَلاح ألسِنَتِهِم، فرَسَمَ لَهُ الرَّفعَ و النَّصبَ و الخَفضَ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از صعصعة بن صوحان ـ: عربى باديه نشين خدمت على بن ابى طالب آمد و عرض كرد: يا امير المؤمنين! اين كلمه را چگونه مى خوانى: «لا يأكله الاّ الخاطون» (آن [چركابه دوزخ]را جز گام زنندگان نمى خورند)؟ زيرا به خدا قسم كه همگان قدم مى زنند و راه مى روند! على عليه السلام تبسّمى كرد و فرمود: «لا يأكله الا الخاطئون» (آن را جز گنهكاران نمى خورند). باديه نشين عرض كرد: درست فرمودى اى امير مؤمنان! براستى كه خداوند بنده خود را وا نمى گذارد. على عليه السلام سپس رو به ابو الاسود دؤلى كرد و فرمود: غير عربها تماماً به دين [اسلام]در آمده اند. بنا بر اين، چيزى براى مردم وضع كن تا به واسطه آن صحيح صحبت كنند. حضرت سپس براى ابو الاسود علائم رفع و نصب و جرّ را رسم كرد.
۱.كنز العمّال: 29457.

احادیث دیگر این موضوع

۱
كنز العمّالـ به نقل از ابو الاسود دُؤَلى ظالم بن عمرو، معروف به ابو الأسود دُئلى، از چهره هاى برجسته و صحابيان بلند آوازه مولا على عليه السلام است. او در روزگار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اسلام آورد، امّا توفيق ديدار ايشان را نيافت. وى از شيفتگان على عليه السلام و دوستدار راستين فرزندان اوست. ـ: خدمت على بن ابى طالب رسيدم. ديدم سرش را پايين انداخته و در حال تفكّر است. عرض كردم: به چه مى انديشيد اى امير المؤمنين؟ فرمود: در شهر شما شنيدم كسى قرآن را اشتباه مى خواند. لذا تصميم گرفتم درباره اصول و مبانى زبان عربى، نوشته اى تهيه كنم. عرض كردم: اگر اين كار را بكنيد ما را زنده كرده ايد و اين زبان را در ميان ما ماندگار ساخته ايد. سه روز بعد كه خدمت رسيدم، نوشته اى به من داد كه در آن آمده بود: بسم اللّه الرحمن الرحيم. زبان به طور كلّى از سه عنصر تشكيل شده است: اسم و فعل و حرف. اسم آن است كه از مسمّى خبر مى دهد و فعل آن چيزى است كه از حركت (كار) مسمّى خبر مى دهد و حرف آن چيزى است كه از معنايى خبر مى دهد كه نه اسم است نه فعل. سپس به من فرمود: تو اين مطلب را دنبال كن و چيزهايى كه به نظرت مى رسد بر آن بيفزاى و بدان اى ابو الاسود كه اشياء سه گونه اند: آشكار و پنهان و چيزى كه نه آشكار است و نه پنهان، و ميان علما درباره شناخت آنچه كه نه آشكار است و نه پنهان اختلاف است. ابو الاسود گويد: من مطالبى را گرد آوردم و به عرض آن حضرت رساندم. از آن جمله حروف ناصبه بود كه اينها را اسم بردم: اِنّ، اَنّ، لَيْتَ، لعلّ و كأنَّ. اما لكنّ را نام نبردم. امام به من فرمود: چرا آن را كنار گذاشته اى؟ عرض كردم: آن را از حروف ناصبه به شمار نياورده ام. فرمود: چرا، آن هم جزء اين حروف است. و حضرت آن را بر آنها حروف افزود.