حدیث دربارهاخترشناسى و منجّمى

الإمامُ الكاظمُ عليه السلامـ فيما جَرى بينَهُ و بينَ هارونَ ـ: و لو لا أنّ النُّجومَ صَحيحَةٌ ما مَدَحَها اللّهُ عَزَّ و جلَّ، و الأنبياءُ عليهم السلام كانُوا عالِمينَ بِها، و قد قالَ اللّهُ تعالى في حَقِّ إبراهيمَ خَليلِ الرّحمنِ عليه السلام: «و كذلكَ نُرِى إبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ و الأرضِ و لِيَكونَ مِنَ المُوقِنينَ» ۱، و قالَ في مَوضِعٍ آخَرَ: «فنَظَرَ نَظْرَةً في النُّجومِ فَقالَ إنّي سَقيمٌ» ، فلَو لَم يَكُن عالِما بعِلمِ النُّجومِ ما نَظَرَ فيها و ما قالَ: إنّي سَقيمٌ. و إدريسُ عليه السلام كانَ أعلَمَ أهلِ زَمانِهِ بالنُّجومِ، و اللّهُ تعالى قد أقسَمَ بمَواقِعِ النُّجومِ و إنّهُ لَقسَمٌ لَو تَعلَمونَ عَظيمٌ. ۲
امام كاظم عليه السلامـ در گفتگويى كه ميان ايشان و هارون گذشت ـفرمود: اگر [علم]نجوم صحّت نداشت خداوند عزّ و جلّ ستاره ها را ستايش نمى كرد. پيامبران عليه السلام علم نجوم مى دانستند. خداى متعال درباره ابراهيم خليل الرحمان عليه السلام مى فرمايد: «و اين چنين ملكوت آسمان ها و زمين را به ابراهيم نمايانديم، تا از يقين كنندگان باشد». و در جايى ديگر مى فرمايد: «پس نگاهى به ستارگان افكند و آنگاه گفت: من ناخوش هستم». اگر آن بزرگوار از دانش نجوم اطلاعى نداشت، به ستارگان نمى نگريست و نمى فرمود: من ناخوش هستم. ادريس عليه السلام نيز داناترين مردم روزگار خود به علم نجوم بود. خداوند متعال هم به جايگاه هاى ستارگان سوگند ياد كرده و اين سوگند ـ اگر مى دانستيد ـ براستى سوگندى بزرگ است.
۱.الأنعام: 75.
۲.بحار الأنوار: 58 / 252 / 36.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام صادق عليه السلامـ وقتى به ايشان عرض شد: در بين مردم چنين شهرت دارد كه پرداختن به علم نجوم حرام است و به دين انسان آسيب مى رساند ـفرمود: چنان نيست كه مى گويند، به دينت آسيبى نمى رساند. شما به موضوعى مى پردازيد كه زيادِ آن دست نيافتنى است و اندكِ آن هم كارآيى ندارد. 1. در مبحث تنجيم كتاب مكاسب اثر شيخ مرتضى انصارى آمده است: پيشگويى كردن از روى اوضاع كواكب و حركات آنها اشكال ندارد، به اين معنا كه كسى، با مشاهده وضع معينى در ستارگان مانند نزديكى و دورى و مقابله و اقتران ميان دو ستاره، به صورت گمان و تخمين حكم به وقوع فلان حادثه در آينده بكند. و بلكه، على الظاهر، پيشگويى كردن به صورت قطع و جزم نيز اشكالى ندارد، در صورتى كه آن پيشگويى مبتنى بر تجربه اى قطعى باشد. مثلاً اشكالى ندارد كه فردى با توجه به اين تجربه كه هرگاه سگش شب هنگام از پشت بام به داخل خانه پناه برده در آن شب باران آمده است، با قطع و يقين بگويد كه امشب باران مى بارد. چنان كه نقل مى شود كه اين مطلب براى مروّج و بلكه احياگر علم نجوم خواجه نصير طوسى اتفاق افتاده است. او در يكى از سفرهاى خود نزد آسيابانى كه در خارج شهر آسيابى داشت اتراق كرد. وقتى وارد منزل آسيابان شد، به خاطر گرماى هوا، تصميم گرفت شب را پشت بام بگذارند. صاحب منزل به او گفت: بيا پايين و داخل اتاق بخواب تا از باران محفوظ بمانى. محقق به اوضاع فلكى نگاهى كرد اما نشانه اى كه حاكى از بارش باران باشد مشاهده نكرد. صاحب منزل گفت: من سگى دارم كه شب هايى كه حسّ مى كند باران خواهد آمد به داخل اتاق مى رود. محقق حرف او را قبول نكرد و شب را پشت بام خوابيد اما نيمه شب باران گرفت و محقّق دچار تعجّب شد. مكاسب ص 25.