حدیث دربارهگواهى دادن يك گواه خودى

عنه عليه السلام:لَمّا كانَ يَومُ القَضيَّةِ ۱ حِينَ رَدَّ المُشرِكونَ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله و مَن مَعهُ و دافَعوهُ عنِ المَسجِدِ أن يَدخُلوهُ، فهادَنَهُم رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فكَتَبوا بَينَهُم كِتابا، قالَ عليٌّ عليه السلام: فكُنتُ أنا الّذي كَتَبتُ، فكَتَبتُ: بِاسمِكَ اللّهُمّ، هذا كتابٌ بَينَ محمّدٍ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله و بينَ قُرَيشٍ، فقالَ سُهَيلُ بنُ عمرٍو: لَو أقرَرنا أنّكَ رسولُ اللّهِ لَم يُنازِعْكَ أحَدٌ، فقلتُ: بَل هُو رسولُ اللّهِ و أنفُكَ راغِمٌ، فقالَ لي رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: اكتُبْ لَهُ ما أرادَ، سَتُعطي يا عليُّ بَعدي مِثلَها. قالَ عليه السلام: فلَمّا كَتَبتُ الصُّلحَ بَيني و بَينَ أهلِ الشّامِ فكَتَبتُ: بسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحيمِ، هذا كِتابٌ بينَ عليٍّ أميرِ المؤمنينَ و بينَ مُعاويَةَ بنِ أبي سُفيانَ، فقالَ مُعاويَة و عمرُو بنُ العاصِ: لو عَلِمنا أنّكَ أميرُ المؤمنينَ لَم نُنازِعْكَ، فقُلتُ: اكتُبوا ما رَأيتُم، فعَلِمتُ أنّ قَولَ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله قد جاءَ حَقّا. ۲
امام على عليه السلام:در روز صلح حديبيّه كه مشركان، پيامبر و همراهانش را برگرداندند و اجازه ندادند وارد مسجد الحرام شود، رسول خدا صلى الله عليه و آله با آنان مصالحه كرد و ميان خود صلحنامه اى نوشتند. كاتب صلح نامه من بودم. نوشتم: باسمك اللهم، اين نوشته اى است ميان محمّد رسول خدا و قريش. سهيل بن عمرو گفت: اگر قبول داشتيم كه تو رسول خدا هستى ديگر كسى با تو دعوا نداشت. من گفتم: به كورى چشم تو، او رسول خداست. رسول خدا به من فرمود: آنچه او مى خواهد بنويس. اى على! بعد از من تو نيز به چنين درخواستى تن خواهى داد. زمانى كه صلح نامه ميان خود و شاميان را مى نوشتم، نوشتم: بسم اللّه الرحمن الرحيم. اين نوشته اى است ميان على امير المؤمنين و معاوية بن ابى سفيان. معاويه و عمرو بن عاص گفتند: اگر قبول داشتيم تو امير المؤمنين هستى كه با تو نمى جنگيديم. گفتم: آنچه مى خواهيد بنويسيد. پس، به درستى و حقانيّت گفته رسول خدا صلى الله عليه و آله پى بردم.
۱.أي قضيّة الهدنة في الحديبية. (كما في هامش المصدر).
۲.الخرائج و الجرائح: 1 / 116 / 192.

احادیث دیگر این موضوع

۸
بحار الأنوارـ به نقل از اصبغ بن نباته ـ: امام على عليه السلام فرمود: اگر كرسى قضاوت برايم نهاده شود و من بر آن بنشينم، هر آينه ميان پيروان تورات بر اساس تورات داورى خواهم كرد و ميان پيروان انجيل مطابق انجيل آنها و ميان پيروان زبور بر پايه زبورشان و ميان پيروان فرقان، مطابق فرقانشان؛ داورى اى كه به درگاه خداوند بالا رود و بدرخشد. به خدا قسم، هيچ آيه اى از كتاب خدا در شب يا روز نازل نشد، مگر اينكه مى دانم درباره چه كسى نازل شده است و هيچ فرد قرشى نبود كه به سنّ بلوغ رسيده باشد، مگر اينكه آيه اى از كتاب خدا درباره او نازل شده كه او را به سوى بهشت يا دوزخ سوق مى دهد. مردى برخاست و گفت: اى امير مؤمنان! چه آيه اى درباره تو نازل شده است؟ حضرت به او فرمود: مگر نشنيده اى كه خداوند مى فرمايد: «أ فمن كان على بيّنة من ربّه و يتلوه شاهد منه»؟ فرمود: آنكه از جانب پروردگارش بيّنه دارد رسول خداست و من شاهد او در اين باره هستم و به دنبال او حركت مى كنم.
بحار الأنوار:سيوطى در درّ المنثور از امام على عليه السلام نقل مى كند: هيچ مردى از قريش نيست، مگر اينكه آياتى چند از قرآن درباره او نازل شد. مردى گفت: درباره خود تو چه نازل شده است؟ حضرت فرمود: مگر سوره هود را نمى خوانى «ا فمن كان على بيّنة من ربّه و يتلوه شاهد منه»؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله بيّنه اى از جانب پروردگارش دارد و من گواهى از [خاندان] او هستم. سيوطى گفت: ابن مردويه و ابن عساكر از على عليه السلام درباره اين آيه آورده اند كه فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله «بيّنه اى از پروردگارش» دارد و من «شاهدى از خود او» هستم. [سيوطى] مى گويد: ابن مردويه از طريق ديگرى از على عليه السلام آورده است كه فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اَ فَمن كان على بيّنة من ربّه» من هستم و «و يتلوه شاهد منه» على است. علاّمه نظير اين روايت را از طريق عامّه نقل كرده است. سيّد بن طاووس در كتاب «سعد السعود» مى گويد: محمّد بن عباس بن مروان در كتاب خود از شصت و شش طريق با ذكر سندهاى آنها، روايت كرده است كه مقصود از «شاهد منه» على بن ابى طالب عليه السلام است.