حكمران وظيفه دارد رضايت توده مردم را فراهم آورد

2 حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلاّهُ مِصرَ ـ: و أشعِرْ قَلبَكَ الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ، و المَحَبَّة لَهُم، و اللُّطفَ بِهِم، و لا تَكونَنَّ علَيهِم سَبُعا ضارِيا تَغتَنِمُ أكلَهُم؛ فإنَّهُم صِنفانِ: إمّا أخٌ لَكَ في الدِّينِ، أو نَظيرٌ لَكَ في الخَلقِ، يَفرُطُ مِنهُمُ الزَّلَلُ، و تَعرِضُ لَهُمُ العِلَلُ، و يُؤتى على أيديهِم في العَمدِ و الخَطأِ، فأعطِهِم مِن عَفوِكَ و صَفحِكَ مِثلَ الّذي تُحِبُّ و تَرضى أن يُعطِيَكَ اللّهُ مِن عَفوِهِ و صَفحِهِ، فإنَّكَ فَوقَهُم، وَ والِي الأمرِ علَيكَ فَوقَكَ، و اللّهُ فَوقَ مَن وَلاّكَ! ۱
امام على عليه السلامـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر ـنوشت: دل خود را آكنده از مهر و محبّت و لطف نسبت به مردم گردان و مبادا براى آنان چون جانور درنده اى باشى كه خوردنشان را غنيمت دانى؛ زيرا كه مردم دو دسته اند: يا برادر دينى تو هستند و يا همنوع تو. در معرض لغزش و خطا قرار دارند و گاه از روى عمد يا خطا دست به گناه و تجاوز مى آلايند. پس همان گونه كه خود دوست دارى خداوند نسبت به تو بخشش و گذشت كند، تو نيز نسبت به آنان بخشش و گذشت داشته باش؛ زيرا تو بالا دست آنها هستى و فرمانرواى بر تو بالا دست تو مى باشد و خداوند بالا دست كسى است كه تو را به امارت گماشته است!
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلاّهُ مِصرَ ـ: و لْيَكُن أحَبَّ الاُمورِ إلَيكَ أوسَطُها في الحَقِّ، و أعَمُّها في العَدِل، و أجمَعُها لرِضا الرَّعِيَّةِ؛ فإنَّ سُخطَ العامَّةِ يُجحِفُ برِضا الخاصَّةِ، و إنَّ سُخطَ الخاصَّةِ يُغتَفَرُ مَع رِضا العامَّةَ. و لَيسَ أحَدٌ مِن الرَّعِيَّةِ أثقَلَ علَى الوالِي مَؤونَةً في الرَّخاء، و أقَلَّ مَعونَةً لَهُ في البَلاءِ، و أكرَهَ للإنصافِ، و أسألَ بالإلحافِ، و أقَلَّ شُكرا عِندَ الإعطاءِ، و أبَطأ عُذرا عِندَ المَنعِ، و أضعَفَ صَبرا عِندَ مُلِمّاتِ الدَّهرِ، مِن أهلِ الخاصَّةِ. و إنّما عِمادُ الدِّينِ و جِماعُ المُسلمينَ و العُدَّةُ للأعداءِ: العامَّةُ مِن الاُمَّةِ، فلْيَكُنْ صِغوُكَ لَهُم، و مَيلُكَ مَعهُم. ۱

امام على عليه السلامـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر ـنوشت: بايد ميانه روى در حقّ و گستراندن عدالت و عمل به آنچه بيش از هر چيز رضايت ملّت را فراهم مى آورد، محبوبترين كارها در نزد تو باشد؛ زيرا نارضايى توده مردم رضايت خواصّ را بى اثر مى سازد و نارضايتى خواص، با رضايت توده مردم، بخشوده مى شود. و هيچ يك از افراد ملّت همچون طبقه خواصّ نيست؛ زيرا اين طبقه به هنگام آسايش بار سنگين ترى بر دوش حكمران هستند و در گرفتارى ها و مشكلات، كمتر به او كمك مى كنند، دادگرى را ناخوش مى دارند، خواسته ها و توقّعات بيشترى دارند، اگر به آنها چيزى داده شود، كمتر قدردانى مى كنند و اگر دريغ شود ديرتر عذر مى پذيرند و در پيشامدهاى ناگوار روزگار ن اشكيباترند. ستون دين و جامعه مسلمانان و نيروى هميشه آماده در برابر

۱.نهج البلاغة: الكتاب53.