روى آوردن به غير خدا

7 حدیث
بحار الأنوار:في المُناجاةِ الشَّعبانِيَّةِ لأميرِ المؤمنينَ و الأئمّةِ مِن وُلدِهِ عليهم السلام في شَهرِ شَعبانَ: إلهي، هَبْ لِي كَمالَ الانقِطاعِ إلَيكَ، و أنِرْ أبصارَ قُلوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها إلَيكَ. ۱
بحار الأنوار:در مناجات شعبانيه امير المؤمنين و امامانِ از نسل او كه در ماه شعبان مى خواندند، آمده است: معبودا! كمال رويكرد به خودت را ارزانيم دار و ديدگان دل هاى ما را با نور نگاهشان به خودت روشنايى بخش.
۱.بحار الأنوار: 94/99/13.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أوحَى اللّهُ إلى داوودَ:. ما مِن عَبدٍ يَعتَصِمُ بمَخلوقٍ دُوني أعرِفُ ذلكَ مِن نِيَّتِهِ إلاّ قَطَعتُ أسبابَ السَّماواتِ بَينَ يَدَيهِ، و أرسَختُ الهَوى مِن تَحتِ قَدَمَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند به داوود عليه السلام وحى فرمود:. هر بنده اى، به جاى من، به مخلوقى پناه برد و من اين را از نيّت او بدانم، دست او را از اسباب آسمان قطع كنم و هوا را از زير پايش فرو كشم.
۱.كنز العمّال: 5690.
عنه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ عَزَّ و جلَّ: ما مِن مَخلوقٍ يَعتَصِمُ بمَخلوقٍ دُوني إلاّ قَطَعتُ أبوابَ السَّماواتِ و الأرضِ دُونَهُ، فإن دَعاني لَم اُجِبْهُ، و إن سَألَني لَم اُعطِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد: هيچ مخلوقى نيست كه به جاى من، به مخلوقى چنگ زند مگر اينكه درهاى آسمان ها و زمين را به روى او ببندم. پس، چون مرا بخواند جوابش ندهم و چون از من بخواهد، به او عطا نكنم.
۱.كنز العمّال: 8512.
عنه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ عَزَّ و جلَّ: ما مِن مَخلوقٍ يَعتَصِمُ دُوني إلاّ قَطَعتُ أسبابَ السَّماواتِ و أسبابَ الأرضِ مِن دُونهِ، فإن سَألَني لَم اُعطِهِ و إن دَعاني لَم اُجِبْهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد: هيچ مخلوقى نيست كه به غير من پناه برد، مگر اينكه دستش را از اسباب و ريسمان هاى آسمان ها و زمين كوتاه كنم. پس اگر از من بخواهد عطايش نكنم و اگر مرا بخواند جوابش ندهم.
۱.الأمالي للطوسيّ: 585/1210.
عنه صلى الله عليه و آله:مَنِ انقَطَعَ إلَى الدُّنيا وَكَلَهُ اللّهُ إلَيها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه به دنيا رو كند، خداوند او را به آن وا گذارد.
۱.كنز العمّال: 5693.
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَتَّكِلْ إلى غَيرِ اللّهِ فيَكِلَكَ اللّهُ إلَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به كسى غير از خدا تكيه نكن، كه خداوند تو را به همو وا مى گذارد.
۱.مستدرك الوسائل: 11/217/12790.
بحار الأنوار عن محمّد بن عَجلانَ:أصابَتني فاقَةٌ شَديدَةٌ و إضاقَةٌ و لا صَديقَ لِمَضيقٍ، و لَزِمَني دَينٌ ثَقيلٌ و غَريمٌ يُلِحُّ باقتِضائهِ، فتَوَجَّهتُ نَحوَ دارِ الحَسَنِ بنِ زَيدٍ و هُو يَومئذٍ أميرُ المَدينَةِ لِمَعرِفَةٍ كانَت بَيني و بَينَهُ، و شَعَرَ بذلكَ مِن حالي محمّدُ بنُ عبدِ اللّهِ بنِ عليِّ بنِ الحُسَينِ و كانَت بَيني و بَينَهُ قَديمُ مَعرِفَةٍ. فلَقِيَني في الطَّريقِ فأخَذَ بِيَدي و قالَ لي: قَد بَلَغَني ما أنتَ بِسَبيلِهِ، فمَن تُؤَمِّلُ لِكَشفِ ما نَزَلَ بِكَ؟ قلتُ: الحسنَ بنَ زيدٍ، فقالَ: إذا لا تُقضى حاجَتُكَ، و لا تُسعَفُ بطَلِبَتِكَ، فعلَيكَ بمَن يَقدِرُ على ذلكَ و هُو أجوَدُ الأجوَدِينَ، فالْتَمِسْ ما تُؤَمِّلُهُ مِن قِبَلِهِ، فإنّي سَمِعتُ ابنَ عمِّي جعفرَ بنَ

بحار الأنوارـ به نقل از محمّد بن عجلان ـ: به فقر و تنگدستى سختى افتادم و دوستى كه در دوران پريشان حالى دستم را بگيرد نداشتم، وام سنگينى به گردن داشتم و طلبكارى كه در مطالبه آن پافشارى مى كرد. ناچار به سوى خانه حسن بن زيد كه در آن زمان فرماندار مدينه بود و با هم آشنايى داشتيم، رهسپار شدم. محمّد بن عبد اللّه بن على بن حسين كه آشنايى ديرينى با هم داشتيم و از حال و روز من خبر داشت، در بين راه به من برخورد كرد و دستم را گرفت و گفت: از وضع تو اطلاع يافته ام. حالا براى رفع گرفتارى هايت به چه كسى اميد دارى؟ گفتم: حسن بن زيد. گفت: در اين صورت بدان كه حاجتت برآورده نمى شود و به خواسته ات نمى رسى. به كسى رو كن كه توان اين كار را دارد و بخشنده ترين بخشندگان است و خواسته ات را از او بخواه؛ زيرا من از

۱.بحار الأنوار: 71/154/67.