حدیث دربارهنهى از دوست نداشتن دختران

الكافي:اُتِيَ رجُلٌ و هُو عِندَ النَّبيِّ صلى الله عليه و آله فاُخبِرَ بمَولودٍ أصابَهُ فتَغَيَّرَ وَجهُ الرّجُلِ، فقالَ لَهُ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله: مالَكَ؟ فقالَ: خَيرٌ، فقالَ: قُلْ، قالَ: خَرَجتُ و المَرأةُ تَمخَضُ فاُخبِرتُ أنّها وَلَدَت جارِيَةً، فقالَ لَهُ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله: الأرضُ تُقِلُّها، و السَّماءُ تُظِلُّها، و اللّهُ يَرزُقُها، و هِي رَيحانَةٌ تَشَمُّها. ۱
الكافى:مردى در خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه خبر به دنيا آمدن فرزندش را به او دادند. رنگش دگرگون شد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: تو را چه شد؟ عرض كرد: خير است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: بگو. عرض كرد: وقتى از خانه بيرون آمدم همسرم درد زايمان داشت و حالا برايم خبر آوردند كه دختر زاييده است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: سنگينى اش بر روى زمين است و سايه بانش آسمان و روزى دهنده اش خدا و او يك دسته گل است كه تو او را مى بويى.
۱.الكافي: 6/5/6.

احادیث دیگر این موضوع

۸