حدیث دربارهروى آوردن به غير خدا

رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أوحَى اللّهُ إلى داوودَ:. ما مِن عَبدٍ يَعتَصِمُ بمَخلوقٍ دُوني أعرِفُ ذلكَ مِن نِيَّتِهِ إلاّ قَطَعتُ أسبابَ السَّماواتِ بَينَ يَدَيهِ، و أرسَختُ الهَوى مِن تَحتِ قَدَمَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند به داوود عليه السلام وحى فرمود:. هر بنده اى، به جاى من، به مخلوقى پناه برد و من اين را از نيّت او بدانم، دست او را از اسباب آسمان قطع كنم و هوا را از زير پايش فرو كشم.
۱.كنز العمّال: 5690.

احادیث دیگر این موضوع

۶
بحار الأنوارـ به نقل از محمّد بن عجلان ـ: به فقر و تنگدستى سختى افتادم و دوستى كه در دوران پريشان حالى دستم را بگيرد نداشتم، وام سنگينى به گردن داشتم و طلبكارى كه در مطالبه آن پافشارى مى كرد. ناچار به سوى خانه حسن بن زيد كه در آن زمان فرماندار مدينه بود و با هم آشنايى داشتيم، رهسپار شدم. محمّد بن عبد اللّه بن على بن حسين كه آشنايى ديرينى با هم داشتيم و از حال و روز من خبر داشت، در بين راه به من برخورد كرد و دستم را گرفت و گفت: از وضع تو اطلاع يافته ام. حالا براى رفع گرفتارى هايت به چه كسى اميد دارى؟ گفتم: حسن بن زيد. گفت: در اين صورت بدان كه حاجتت برآورده نمى شود و به خواسته ات نمى رسى. به كسى رو كن كه توان اين كار را دارد و بخشنده ترين بخشندگان است و خواسته ات را از او بخواه؛ زيرا من از پسر عمويم جعفر بن محمّد شنيدم كه از پدرش، از جدّش، از پدرش حسين بن على، از پدرش على بن ابى طالب عليه السلام، از پيامبر صلى الله عليه و آله حديث كرد و فرمود: خداوند عزّ و جلّ در يكى از وحى هاى خود به يكى از پيامبرانش فرمود: به عزّت و جلالم سوگند، كه اميد هر كس را كه به غير من اميد بندد به يأس بدل مى كنم و در دوزخ جامه ذلّت بر او مى پوشانم و از گشايش و فضل خود دورش مى گردانم. آيا بنده من در شدايد و گرفتارى ها به غير من اميد [گشايش]مى بندد، حال آنكه شدايد و گرفتارى ها به دست من است؟ آيا به غير من چشم اميد مى دوزد، حال آنكه توانگر بخشنده منم و كليدهاى درهاى بسته در دست من است و درِ من به روى هر كس كه مرا بخواند باز است؟ مگر نمى داند كه هر گرفتارى و مشكلى به او برسد، جز من كسى توانايى برطرف كردن آن را ندارد! پس، چه شده است كه مى بينم روى اميد از من برگردانده است در حالى كه از سر جود و كرم خود آنچه را هم از من مسألت نكرد به او دادم و حالا از من روى گردانده و از من نمى خواهد و در گرفتاريش دست خواهش به سوى غير من دراز مى كند، در حالى كه منِ خدا كه پيش از خواهش عطا مى كنم، اگر از من خواهش شود جواب نمى دهم؟ هرگز، مگر نه اينكه بخشش و كرم از آنِ من است، مگر نه اينكه دنيا و آخرت در دست من است؟ اگر اهل هفت آسمان و زمين، همگى، از من بخواهند و خواست همه آنان را برآورم، اين همه به اندازه بال پشه اى از ملك من نمى كاهد. چگونه كاسته شود ملكى كه من سرپرست آن هستم؟ پس بيچاره كسى كه از من نافرمانى كند و مرا نپايد. من به او گفتم: اى زاده رسول خدا! اين حديث را برايم دوباره بگو. او سه بار آن را تكرار كرد. من گفتم: به خدا قسم كه از اين پس از هيچ كس حاجتى نخواهم. ديرى نگذشت كه خداوند از نزد خود مرا روزى و بخششى عطا فرمود.