حدیث دربارهتوكّل و كارسازى امور
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ لِمُنَجِّمٍ أشارَ علَيهِ بعَدَمِ السَّيرِ في ساعَةِ عَزمِهِ الخُروجَ من الكُوفَةِ إلَى الحَروريّةِ، فسارَ و ظَفِرَ بِهِم فقالَ ـ: أما إنّهُ ما كانَ لمحمّدٍ صلى الله عليه و آله مُنَجِّمٌ، و لا لَنا مِن بَعدِهِ، حتّى فَتَحَ اللّهُ علَينا بِلادَ كِسرى و قَيصَرَ. أيُّها النّاسُ، تَوَكَّلوا علَى اللّهِ وثِقُوا بهِ فإنّهُ يَكفي مِمَّن سِواهُ. ۱
امام على عليه السلامـ كه تصميم گرفته بود از كوفه به قصد [جنگ]حروريه (خوارج) بيرون رود و با توصيه منجّمى رو به رو شد كه در اين ساعت حركت نكند، پس از آن كه [با بى اعتنايى به توصيه منجّم] رفت و بر خوارج پيروز گشت ـفرمود: بدانيد كه محمّد صلى الله عليه و آله منجّمى نداشت و بعد از او ما نيز نخواهيم داشت، اما خداوند سرزمين كسرا و قيصر را به روى ما گشود. اى مردم! بر خدا توكّل كنيد و به او اعتماد نماييد؛ زيرا او از همه چيز بى نياز مى سازد.
۱.شرح نهج البلاغة: 2/270.