حدیث دربارهفروتنى

بحار الأنوار عن أبي النَّصرِ:سَألتُ عبدَ اللّهِ بنَ محمّدِ بنِ خالدٍ عَن محمّدِ بنِ مُسلمٍ فقالَ: كانَ رجُلاً شَريفا مُوسِرا، فقالَ لَهُ أبو جعفرٍ عليه السلام: تَواضَعْ يا مُحمّدُ، فلَمّا انصَرَفَ إلَى الكوفَةِ أخَذَ قَوصَرَةً مِن تَمرٍ مَع المِيزانِ، و جَلَسَ على بابِ مَسجِدِ الجامِعِ و صارَ يُنادي علَيهِ، فأتاهُ قَومُهُ فقالوا لَهُ: فَضَحتَنا! فقالَ: إنّ مَولاي أمَرَني بأمرٍ فلَن اُخالِفَهُ، و لَن أبرَحَ حتّى أفرَغَ مِن بَيعِ ما في هذهِ القَوصَرةِ. فقالَ لَهُ قَومُهُ: إذا أبَيتَ إلاّ أن تَشتَغِلَ بِبَيعٍ و شِراءٍ فاقعُدْ في الطَّحّانِينَ، فهَيّأَ رَحىً و جَمَلاً و جَعلَ يَطحَنُ. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از ابو نصر ـ: از عبد اللّه بن محمّد بن خالد درباره محمّد بن مسلم سؤال كردم. گفت: او مردى محترم و ثروتمند بود. حضرت باقر عليه السلام به وى فرمود: فروتن باش اى محمّد! و او چون به كوفه برگشت زنبيلى از خرما با ترازويى برداشت و جلو در مسجد جامع نشست و شروع به داد كشيدن و فروختن خرما كرد. خويشانش آمدند و گفتند: تو آبروى ما را بردى. محمّد گفت: سرورم مرا فرمانى داده است و من هرگز از فرمانش سرپيچى نخواهم كرد و تا همه خرماهاى اين زنبيل را نفروشم، اين جا را ترك نمى كنم. خويشانش گفتند: حالا كه حاضر نيستى دست از خريد و فروش بردارى پس لااقل به كار آسيابانى بپرداز. محمّد آسيابى و شترى خريد و به كار آسيابانى پرداخت.
۱.بحار الأنوار: 75/121/13.

احادیث دیگر این موضوع

۸