خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۱۳
موضوعات
حرمت به نابودى افكندن خود
21305. سه چيز مُهلك است: پيمان شكنى، رها…
حدیث درباره
حرمت به نابودى افكندن خود
میزان الحکمه ج ۱۳، ص ۳۴، ح ۲۱۳۰۵
امام کاظم علیهالسلام
حرمت به نابودى افكندن خود
عنه عليه السلام:
ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفقَةِ، وَ تركُ السُّنَّةِ، و فِراقُ الجَماعَةِ.
۱
امام كاظم عليه السلام:
سه چيز مُهلك است: پيمان شكنى، رها كردن سنّت [پيامبر] و جدا شدن از جماعت [مسلمانان].
۱.
بحار الأنوار: 2/266/25.
کلیدواژهها
نابودی
حرمت به نابودی افکندن خود
احادیث دیگر این موضوع
۸
امام صادق عليه السلام:خداوند هيچ امّتى را عذاب نكرد، مگر آنگاه كه به حقوق برادران تهي دست خود بى اعتنايى كردند.
امام كاظم عليه السلام:هر كه درباره [ذات]خدا سخن گويد نابود شود، هر كه رياست طلب باشد نابود شود و هركه خودپسندى به او راه يابد نابود شود.
امام على عليه السلامـ در سفارش به فرزند بزرگوار خود حسن عليه السلام ـفرمود: بدان اى فرزندم كه. تو تحت تعقيب مرگى هستى كه هيچ گريزنده اى را از چنگ آن رهايى نيست. پس، مواظب باش مرگ در حالى به سراغت نيايد كه در حال و هواى گناه باشى و به خود وعده توبه از آن مى دهى، اما مرگ ميان تو و اين وعده ات فاصله اندازد و آنگاه دريابى كه خودت را به نابودى افكنده اى.
امام صادق عليه السلام:اگر مردى دار و ندار خود را در راهى از راه هاى خدا انفاق كند، كار درست و به جايى نكرده است. مگر نه اينكه خداوند متعال مى فرمايد: «خويشتن را با دستان خود به نابودى نكشانيد و نيكوكارى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد» يعنى ميانه روان را.
امام رضا عليه السلامـ در پاسخ به مأمون كه حضرتش را به پذيرفتن ولايتعهدى مجبور كرد و به ايشان گفت: تو همواره با من برخوردهايى مى كنى كه من خوش ندارم و خودت را از خشم من ايمن مى دانى. به خدا سوگند كه اگر ولايتعهدى را نپذيرى، تو را به پذيرفتن آن مجبور مى كنم و اگر باز هم نپذيرى، گردنت را مى زنم ـفرمود: خداوند عزّ و جلّ مرا نهى فرموده است از اينكه با دست خود خويشتن را نابود كنم. حال كه چنين است هر كارى كه به نظرت مى رسد، بكن و من ولايتعهدى را مى پذيرم، به شرط اينكه هيچ كس را عزل و نصب نكنم.
امام رضا عليه السلامـ در پاسخ به ريّان فرزند صلت كه پرسيد: چرا با وجود آنكه اظهار بى رغبتى به دنيا مى كنى ولايتعهدى را پذيرفتى؟ ـفرمود: خدا مى داند كه من اين كار را ناخوش داشتم، اما وقتى ميان پذيرفتن ولايتعهدى و كشته شدن مخيّر شدم، پذيرفتن آن را بر كشته شدن ترجيح دادم.
امام رضا عليه السلامـ هنگامى كه ولايتعهدى را پذيرفت ـگفت: بار خدايا! تو مرا از اينكه با دست خود خويشتن را به نابودى اندازم نهى فرمودى، ولى مجبور و ناچار شدم، چه اينكه اگر ولايتعهدى او را نمى پذيرفتم از جانب عبد اللّه مأمون در آستانه كشته شدن قرار مى گرفتم. من نيز همانند يوسف و دانيال عليهما السلام مجبور و ناچار شدم؛ زيرا هر يك از آن دو نيز [از روى اجبار] از جانب طاغوت زمان خود عهده دار ولايت شدند.
الدرّ المنثورـ به نقل از اسلم ابو عمران ـ: ما در قسطنطنيه بوديم و فرمانده سپاه مصر، عقبة بن عامر بود و سردار لشكر شام فضالة بن عبيد. صف بزرگى از سپاه روم بيرون آمد و ما در برابر آنان صف آرايى كرديم. در اين هنگام يكى از سربازان مسلمان بر سپاه روم تاخت و خود را به دل آنان زد. مسلمانان فرياد زدند و گفتند: سبحان اللّه، به دست خود خويشتن را به نابودى مى دهد! ابو ايّوب، صحابى رسول خدا صلى الله عليه و آله، برخاست و گفت: اى مردم! شما اين آيه را چنين تأويل مى كنيد، در حالى كه اين آيه درباره ما جماعت انصار نازل شد؛ زيرا هنگامى كه خداوند دين خود را قدرت بخشيد و ياورانش زياد شدند، عدّه اى از ما پنهان از رسول خدا صلى الله عليه و آله به عدّه اى ديگر گفتند: اموال و دارايى هاى ما از بين رفت و حالا كه خداوند، اسلام را قدرت بخشيده و ياورانش فزونى گرفته اند، بهتر است به اموال و املاك خود بپردازيم و آنچه را از بين رفته است آباد و جبران كنيم. در اين هنگام خداوند در پاسخ به آنچه ما گفته بوديم، اين آيه را بر پيامبرش نازل فرمود: «و در راه خدا انفاق كنيد و خويشتن را با دست هاى خود به نابودى نيفكنيد». بنا بر اين، مقصود از اين نابودى همان پرداختن ما به اموال و به كار انداختن آنها و فرو گذاشتن جنگ و جهاد از سوى ما بوده است.
حدیث 21304
موضوع
حدیث 21306