نهى از گماشتن حاجب

3 حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن كِتابِهِ إلى قُثَمَ بنِ العَبّاسِ، و هُو عامِلُهُ على مَكّةَ ـ: و لا يَكُن لَكَ إلَى النّاسِ سَفيرٌ إلاّ لِسانَكَ، و لا حاجِبٌ إلاّ وَجهَكَ، و لا تَحجُبَنَّ ذا حاجَةٍ عَن لِقائكَ بِها؛ فإنّها إن ذِيدَت عَن أبوابِكَ في أوَّلِ وِرْدِها لَم تُحمَدْ فيما بَعدُ على قَضائها. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه خود به قثم بن عباس، كارگزار حضرت در مكّه ـنوشت: سفير ميان تو و مردم كسى جز زبانت نباشد و حاجبى جز چهره ات. هيچ حاجتمندى را از ديدار با خود باز ندار؛ زيرا اگر در همان ابتدا كه براى مطرح كردن حاجت و مشكل خود پيش تو مى آيد از درگاه تو رانده شد، هر چند بعداً مشكل او را برطرف سازى ديگر مورد ستايش و تقدير قرار نخواهى گرفت.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 67.
عنه عليه السلامـ من كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلاّهُ مِصرَ ـ: فلا تُطَوِّلَنَّ احتِجابَكَ عَن رَعِيَّتِكَ، فإنَّ احتِجابَ الوُلاةِ عَن الرَّعِيَّةِ شُعبَةٌ مِن الضِّيقِ، و قِلَّةُ عِلمٍ بالاُمورِ، و الاحتِجابُ مِنهُم يَقطَعُ عَنهُم عِلمَ ما احتَجَبوا دُونَهُ، فيَصغُرُ عِندَهُمُ الكَبيرُ، و يَعظُمُ الصَّغيرُ، و يَقبُحُ الحَسَنُ، و يَحسُنُ القَبيحُ، و يُشابُ الحَقُّ بِالباطِلِ. ۱
امام على عليه السلامـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر ـنوشت: مبادا كه خويشتن را زياده از حدّ از مردم پنهان نگه دارى؛ زيرا روى نهان داشتن حكمرانان از توده مردم، نوعى تنگ حوصلگى و سبب كم اطلاعى از امور است، و حكمران اگر از مردم روى نهان كند، باعث مى شود كه مردم از حقايق پشت پرده آگاه نشوند و از اين رو كارهاى بزرگ و مهم در نظر آنان كوچك و بى اهميت مى آيد و كارهاى كوچك، بزرگ. زيبا زشت جلوه مى كند و زشت زيبا و حق و باطل در هم آميخته مى شود.
۱.. نهج البلاغة: الكتاب 53.
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: و اجعَل لِذَوي الحاجاتِ مِنكَ قِسما تُفَرِّغُ لَهُم فيهِ شَخصَكَ، و تَجلِسُ لَهُم مَجلِسا عامّا، فتَتَواضَعُ فيهِ للّهِ الّذي خَلَقَكَ، و تُقعِدَ عَنهُم جُندَكَ و أعوانَكَ مِن أحراسِكَ و شُرَطِكَ، حتّى يُكَلِّمَكَ مُتَكلِّمُهُم غَيرَ مُتَتَعتِعٍ؛ فإنّي سَمِعتُ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ في غَيرِ مَوطِنٍ: لَن تُقَدَّسَ اُمَّةٌ لا يُؤخَذُ لِلضَّعيفِ فِيها حَقُّهُ مِن القَوِيِّ غَيرَ مُتَتَعتِعٍ. ثُمّ احتَمِلِ الخُرقَ مِنهُم و العِيَّ، و نَحِّ عَنهُمُ الضِّيقَ و الأنَفَ. ۱
امام على عليه السلامـ در همان فرمان ـنوشت: و مقدارى از وقت خود را به نيازمندان خود اختصاص ده و با آنان در يك مجلس عمومى بنشين و شخصاً به مشكلاتشان رسيدگى كن و در آن مجلس براى خداوندى كه تو را آفريده است فروتنى نما و سربازان و يارانت را كه از پاسداران و نگهبانان تو هستند از آنان دور بدار تا هر كه مى خواهد سخن بگويد بدون لكنت زبان و ترس و واهمه مطالبش را بگويد؛ چرا كه من از رسول خدا صلى الله عليه و آله بارها شنيدم كه مى فرمود: ملّتى كه در آن حقّ ناتوان بدون ترس و واهمه از قدرتمندان گرفته نشود هرگز روى رستگارى را نمى بيند. همچنين درشتى و درماندگى و ناتوانى آنان را در سخن گفتن تحمل كن و كم حوصلگى و تكبّر را از خود دور گردان.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53.