كمترين مرتبه نهى از منكر
9 حدیث
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا قيلَ لَهُ: لا نَأمُرُ و لا نَنهى إلاّ بِما عَمِلنا بِهِ أو انتَهَينا عَنهُ كُلِّهِ ـ: لا، بَل مُروا بِالمَعروفِ و إن لَم تَعمَلوا بِهِ كُلِّهِ، و انهَوا عَنِ المُنكَرِ و إن لَم تَنتَهوا عَنهُ كُلِّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ وقتى به ايشان عرض شد: ما تنها به چيزهايى امر و نهى مى كنيم كه خودمان به طور كامل آنها را رعايت كنيم ـفرمود: نه، بلكه به خوبيها فرمان دهيد هر چند خودتان به همه آنها عمل نكنيد و از زشتيها باز داريد، گر چه خود از همه آنها خوددارى نورزيد.
۱.تنبيه الخواطر: 2/213.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَن رَأى مِنكُم مُنكَرا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فإن لَم يَستَطِعْ فبِلِسانِهِ، فإن لَم يَستَطِعْ فبِقَلبِهِ و ذلكَ أضعَفُ الإيمانِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر يك از شما منكرى را ديد بايد با دست خود آن را تغيير دهد. اگر نتوانست، با زبانش تغيير دهد (اعتراض كند) و باز اگر نتوانست، در قلبش آن را انكار كند و اين ضعيف ترين مرحله ايمان است.
۱.الترغيب و الترهيب: 3/223/1.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن رَأى مِنكُم مُنكَرا فَغيَّرَهُ بِيَدِهِ فقَد بَرِئَ، و مَن لَم يَستَطِعْ أن يُغَيِّرَهُ بِيَدِهِ فغَيَّرَهُ بلِسانِهِ فقَد بَرِئَ، و مَن لَم يَستَطِعْ أن يُغَيِّرَهُ بلِسانِهِ فغَيَّرَهُ بقَلبِهِ فقَد بَرِئَ، و ذلكَ أضعَفُ الإيمانِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر يك از شما منكرى را ببيند و با دست خود آن را تغيير دهد، وظيفه اش را انجام داده است و كسى كه نتواند با دستش آن را تغيير دهد ولى با زبانش تغيير دهد، وظيفه اش را انجام داده است و كسى كه نتواند با دست و زبانش آن را تغيير دهد ولى در قلبش آن را انكار كند، وظيفه اش را انجام داده است و اين ضعيف ترين مرحله ايمان مى باشد.
۱.كنز العمّال: 5556.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن نَبِيٍّ بَعَثَهُ اللّهُ في اُمَّةٍ مِن قَبلي إلاّ كانَ لَهُ مِن اُمَّتِهِ حَوارِيّونَ و أصحابٌ، يأخُذونَ بسُنَّتِهِ و يَقتَدونَ بأمرِهِ، ثُمَّ إنَّها تَخلُفُ مِنهُم مِن بَعدِهِم خُلوفٌ يَقولونَ ما لا يَفعَلونَ، و يَفعَلونَ ما لا يُؤمَرونَ، فمَن جاهَدَهُم بيَدِهِ فهُوَ مُؤمِنٌ، و مَن جاهَدَهُم بلِسانِهِ فهُوَ مُؤمِنٌ، و مَن جاهَدَهُم بِقَلبِهِ فهُوَ مُؤمِنٌ، لَيسَ وَراءَ ذلكَ مِنَ الإيمانِ حَبَّةُ خَردَلٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند پيش از من هيچ پيامبرى را در ميان امتى برنينگيخت مگر اين كه در ميان آنها او را حواريان و يارانى بودند كه به سنت او عمل مى كردند و از فرمان او پيروى مى نمودند، اما بعد از آنها عدّه اى جانشينشان شدند كه به آن چه مى گفتند خود عمل نمى كردند و كارهايى مى كردند كه به آنها دستور داده نشده بود. پس، هر كه با دست خويش با آنان مبارزه كرد، مؤمن بود و هر كه با زبانش با آنان مبارزه كرد مؤمن بود و هر كه قلبا با آنان مبارزه نمود، مؤمن بود. هر كه چنين نكرد به اندازه دانه خردلى ايمان نداشت.
۱.كنز العمّال: 5532، الترغيب و الترهيب: 3/226/10.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:إذا رَأى أحَدُكُمُ المُنكَرَ و لَم يَستَطِعْ أن يُنكِرَهُ بِيَدِهِ و لِسانِهِ و أنكَرَهُ بِقَلبِهِ، و عَلِمَ اللّهُ صِدقَ ذلكَ مِنهُ، فقَد أنكَرَهُ. ۱
امام على عليه السلام:هر يك از شما كه كار زشت را ببيند و نتواند با دست و زبان خويش به آن اعتراض كند، ولى در دل انكارش كند و خدا بداند كه راست مى گويد، وى آن زشت كارى را انكار كرده است.
۱.غرر الحكم: 4152.
عنه عليه السلامـ لِرَجُلٍ قَطَعَ خُطبَتَهُ و قالَ: حَدِّثنا عَن مَيِّتِ الأحياءِ ـ: مُنكِرٌ لِلمُنكَرِ بقَلبِهِ و لِسانِهِ و يَدَيهِ فخِلالُ الخَيرِ حَصَّلها كُلَّها، و مُنكِرٌ لِلمُنكَرِ بقَلبِهِ و لِسانِهِ و تارِكٌ لَهُ بِيَدِهِ فخَصلَتانِ مِن خِصالِ الخَيرِ، و مُنكِرٌ لِلمُنكَرِ بقَلبِهِ و تارِكٌ بلِسانِهِ و يَدِهِ فخَلَّةٌ مِن خِلالِ الخَيرِ حازَ، و تارِكٌ لِلمُنكَرِ بقَلبِهِ و لِسانِهِ و يَدِهِ فذلكَ مَيِّتُ الأحياءِ. ۱
امام على عليه السلامـ در پاسخ به مردى كه سخنرانى را قطع كرد و گفت: از مرده در ميان زندگان براى ما سخن بگو ـفرمود: كسى كه منكر را با قلب و زبان و دستش انكار كند، همه خصلتهاى نيك را فرا چنگ آورده است و كسى كه منكر را با قلب و زبانش انكار كند و با دست در صدد تغييرش برنيايد، دو خصلت نيك را به دست آورده است و كسى كه منكر را با قلبش انكار كند و با زبان و دست به آن كارى نداشته باشد، يكى از خصلتهاى نيك را دارا شده است و كسى كه با قلب و با زبان و با دست خود به منكر كارى نداشته باشد، او مرده اى است در ميان زندگان.
۱.بحار الأنوار: 100/82/43.
عنه عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عَن مَيِّتِ الأحياءِ و هُوَ يَخطُبُ ـ: نَعَم، إنَّ اللّهَ بَعَثَ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ و مُنذِرينَ، فصَدَّقَهُم مُصَدِّقونَ، و كَذَّبَهُم مُكَذِّبونَ، فيُقاتِلونَ مَن كَذَّبَهُم بِمَن صَدَّقَهُم فيُظهِرُهُمُ اللّهُ، ثُمّ يَموتُ الرُّسُلُ فتَخلُفُ خُلوفٌ، فمِنهُم مُنكِرٌ لِلمُنكَرِ بيَدِهِ و لِسانِهِ و قَلبِهِ، فذلكَ استَكمَلَ خِصالَ الخَيرِ.
و مِنهُم مُنكِرٌ لِلمُنكَرِ بلِسانِهِ و قَلبِهِ تارِكٌ لَهُ بيَدِهِ، فذلكَ خَصلَتانِ مِن خِصالٍ الخَيرِ تَمَسَّكَ بِهِما و ضَيَّعَ خَصلَةً واحِدَةً و هِيَ أشرَفُها.
و مِنهُم مُنكِرٌ لِلمُنكَرِ بقَلبِهِ تارِكٌ لَهُ بيَدِهِ و لِسانِهِ، فذلكَ ضَيَّعَ شَرَفَ الخَصلَتَينِ مِنَ الثَّلاثِ و تَمَسَّكَ بِواحِدَةٍ.
و مِنهُم
امام على عليه السلامـ در حالى كه مشغول سخنرانى بود در پاسخ به سؤال: مرده در ميان زندگان كيست؟ ـفرمود: آرى، خداوند پيامبران را نويد دهنده و بيم دهنده فرستاد. پس، تصديق گران، آنها را تصديق كردند و تكذيب كنندگان تكذيب. سپس تكذيب كنندگان با تصديق كنندگان به جنگ بر مى خيزند و خداوند تصديق كنندگان را پيروز مى گرداند. پس از مدّتى پيامبران چشم از جهان فرو مى بندند و در ميان جانشينان و نسلهاى بعد آنان افرادى در برابر زشت كارى با دست و زبان و دل اعتراض مى كنند. اينان همه خصلتهاى خوب را در خود جمع كردند. بعضى ديگر در برابر زشت كارى با زبان و دل اعتراض مى كنند و با دست خود به آن كارى ندارند، كه اين خود دو خصلت خوب است كه اين عدّه فرا چنگ آوردند و خصلت ديگر را، كه برتر است، از دست دادند.
عدّه اى منكَر
۱.كنز العمّال: 44216.
عنه عليه السلام:مَن تَرَكَ إنكارَ المُنكَرِ بقَلبِهِ و يَدِهِ و لِسانِهِ فهُوَ مَيِّتٌ بَينَ الأحياءِ. ۱
امام على عليه السلام:كسى كه در برابر منكر با دل و دست و زبان خويش اعتراض نكند، او مرده اى است در ميان زندگان.
۱.تهذيب الأحكام: 6/181/374.
عنه عليه السلام:أوَّلُ ما تُغلَبونَ عَلَيهِ مِنَ الجِهادِ، الجِهادُ بِأيديكُم ثُمّ بِألسِنَتِكُم ثُمّ بِقُلوبِكُم، فمَن لَم يَعرِفْ بقَلبِهِ مَعروفا و لَم يُنكِرْ مُنكَرا قُلِبَ، فجُعِلَ أعلاهُ أسفَلَهُ و أسفَلُهُ أعلاهُ. ۱
امام على عليه السلام:نخستين درجه از جهاد كه از آن باز مى مانيد، جهاد با دستان شماست. سپس جهاد با زبانهايتان و آن گاه جهاد با دلهايتان. پس، هر گاه كسى در دل خويش كار نيك را نيك نداند و ستايشش نكند و از كار زشت نفرت نورزد، واژگون شود و زير و زبر گردد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 375.