حدیث دربارهصلح
عنه عليه السلامـ مِن كتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلاّهُ مِصرَ ـ: و لا تَدفَعَنَّ صُلحا دَعاكَ إلَيهِ عَدُوُّكَ و للّهِِفيهِ رِضىً؛ فإنّ في الصُّلحِ دَعَةً لِجُنودِكَ، و راحَةً مِن هُمُومِك، و أمنا لبلادِكَ، و لكِنِ الحذَرَ كُلَّ الحَذَرِ مِن عَدُوِّكَ بَعدَ صُلحِهِ؛ فإنَّ العَدُوَّ ربّما قارَبَ لِيَتَغَفَّلَ، فَخُذْ بِالحَزمِ، و اتَّهِمْ في ذلكَ حُسنَ الظَّنِّ. ۱
امام على عليه السلامـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر ـنوشت: اگر دشمن تو را به صلح فرا خواند و خشنودى خدا در آن بود آن را ردّ مكن؛ زيرا صلح مايه آسايش سپاهيان تو و راحتى خودت از اندوهها و درد سرهايت و امنيّت سرزمين توست. اما پس از صلح، از دشمن خود سخت برحذر و هشيار باش؛ زيرا گاه دشمن خود را نزديك مى سازد، تا غافلگير كند؛ پس محتاط و دور انديش باش و به دشمن خوش بين مباش.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53.