حدیث دربارهپرسش هايى درباره ريا
عدّة الداعي:جاءَ رجلٌ إلى النبيِّ صلى الله عليه و آله فقالَ: إنّي أتَصَدَّقُ و أصِلُ الرَّحِمَ و لا أصنَعُ ذلكَ إلاّ للّهِِ فَيُذكَرُ مِنّي و اُحمَدُ علَيهِ فَيَسُرُّني ذلكَ و اُعجَبُ بهِ. فَسَكَتَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله و لم يَقُلْ شيئا، فَنَزَلَ قوله تعالى: «. فَمَنْ كانَ يَرجُو لقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعمَلْ عَمَلاً صالحا و لا يُشرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أحَدا» ۱. ۲
عدّة الداعى:مردى خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: من صدقه مى دهم و صله رحم به جا مى آورم و اين كارها را جز براى خدا نمى كنم، اما مردم به سبب اين اعمال مرا مى ستايند و من خوشم مى آيد و خوشحال مى شوم. رسول خدا صلى الله عليه و آله سكوت كرد و چيزى نفرمود؛ پس اين آيه نازل شد: «هركه اميد ديدار پروردگارش را دارد بايد كار شايسته كند و در عبادت پروردگارش هيچ كس را شريك نكند».