خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
میزان الحکمه ج ۴
موضوعات
مَثَل دنيا
6226. دنيا همانند سايه توست كه اگر بايست…
حدیث درباره
مَثَل دنيا
میزان الحکمه ج ۴، ص ۱۲۸، ح ۶۲۲۶
امام علی علیهالسلام
مَثَل دنيا
عنه عليه السلام:
مَثَلُ الدنيا كَظِلِّكَ؛ إن وَقَفتَ وَقَفَ، و إن طَلَبتَهُ بَعُدَ.
۱
امام على عليه السلام:
دنيا همانند سايه توست كه اگر بايستى مى ايستد و اگر دنبالش روى دور مى شود.
۱.
غرر الحكم: 9818.
کلیدواژهها
دنیا
مثل دنیا
احادیث دیگر این موضوع
۸
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اين دنيا مانند لباسى است كه از بالا تا پايين دريده شده و به آخرين نخ وصل باشد كه آن هم در حال گسيختن است.
تنبيه الخواطر:يكى از ياران رسول خدا مى گويد: من با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بودم، ديدم كه آن حضرت چيزى را از خود دور مى كند. عرض كردم: اى رسول خدا! درود خدا بر تو و خاندانت باد، چه چيز را از خود دور مى كنى؟ فرمود: دنيا در برابرم مجسّم شد و من به آن گفتم: از من دور شو. دنيا دوباره برگشت و گفت: اگر تو از من گريختى، كسانى كه بعد از تو مى آيند از چنگ من نخواهند گريخت.
امام على عليه السلام:دنيا، در حقيقت، به مار مى ماند كه بسودنش نرم و گزشش سخت و درد آور است. پس، از آنچه از دنيا كه خوشايند توست دورى كن، كه اندكى از آن را با خود مى برى. از هر چيز دنيا كه شادى تو نسبت به آن بيشتر است، بيشتر بر حذر باش؛ زيرا هر كه به شادى و سرورى از دنيا دل بندد، آن شادى او را به ناخوشى و غم كشاند.
امام على عليه السلام:دنيا مانند زهر است؛ كسى آن را مى خورد كه نمى شناسدش.
امام على عليه السلام:همانا دنيا دامى است كه بى خبران در آن مى افتند.
امام باقر عليه السلام:چون حسين عليه السلام براى رفتن به كوفه آماده شد، ابن عباس خدمت آن حضرت رسيد و او را به خدا و حقّ خويشاوندى سوگند داد كه به اين سفر نرود تا مبادا در طَفّ (كربلا) كشته شود. حضرت عليه السلام فرمود: من به قتلگاه خود از تو آگاهترم و من از دنيا، جز مفارقت آن را نمى خواهم. اى پسر عباس! آيا داستان امير مؤمنان عليه السلام و دنيا را برايت نگويم؟. امير مؤمنان، صلوات اللّه عليه، برايم نقل كرد: من در يكى از باغهاى فدك، كه به فاطمه عليها السلام رسيده بود، با بيل مشغول كار بودم كه ناگهان زنى وارد شد. چون به او نگاه كردم از زيبايى او قلبم از جا كنده شد. او را شبيه بُثينه دختر عامر جُمَحى، كه از زيباترين زنان قريش بود، ديدم. آن زن به من گفت: اى پسر ابو طالب! دوست دارى با من ازدواج كنى تا تو را از اين بيل بى نياز گردانم و به گنجينه هاى زمين راهنمايى ات كنم كه تا زنده هستى خودت و بازماندگانت پادشاهى كنيد؟ على عليه السلام به او گفت: تو كيستى تا تو را از خانواده ات خواستگارى كنم؟ زن گفت: من دنيايم. امير مؤمنان عليه السلام فرمود: به او گفتم برو و كسى ديگر را پيدا كن و سپس بيل خود را برداشتم و با خود اين ابيات را برخواندم: كسى كه دنياى دون فريبش داد، تير اميدش به سنگ خورد. و دنيا اگر امّت هايى را بفريبد، چيزى به آنان نمى بخشد. دنيا در چهره زيباى بُثينه نزد ما آمد و جمالش بسان همو مى نمود. پس او را گفتم: كسى ديگر را بفريب كه من از دنيا روى گردانده ام و نادان نيستم مرا چه به دنيا؛ زيرا كه محمّد در ميان آن صخره ها بر زمين افتاد گيرم كه دنيا گنجها و مرواريدهاى خود و داراييهاى قارون و مُلك قبايل را به من دهد آيا نه اين است كه همه اينها از بين رفتنى هستند و از گنجوران آنها خواسته مى شود كه بخشش كنند؟ پس، كسى جز من را بفريب كه مرا به مُلك و عزّت و بخشش تو رغبتى نباشد نفْس من به آنچه روزى ام شده قانع است اى دنيا! برو كار خويش با غائله جويان پى گير من از خداوند، به روز ديدار، مى ترسم و از عذاب هميشگى و پايدار بيمناكم. در نهج البلاغه كيدرى آن جا كه شرح اين سخن امير مؤمنان عليه السلام به همّام، در توصيف پرهيزگاران كه «دنيا آنان را خواست، اما آنان دنيا را نخواستند» مى پردازد، مى گويد: از جمله مكاشفات امير مؤمنان عليه السلام روايتى است كه امام صادق عليه السلام از پدرانش عليهم السلام نقل مى كند. شارح، آن حديث را نزديك به حديثى كه گذشت، نقل مى كند و سپس مى گويد: اين است معناى اين سخن امام على عليه السلام: «دنيا آنان را خواست، اما آنان دنيا را نخواستند».
امام صادق عليه السلام:دنيا به منزله تصويرى است كه سرِ آن تكبّر است و چشمش آزمندى و گوشش طمع و زبانش ريا و دستش شهوت و پايش خودپسندى و قلبش غفلت و رنگش فنا و حاصلش نابودى.
امام كاظم عليه السلام:دنيا به مار مى ماند كه پوستى نرم دارد اما درونش زهرى كشنده است. مردمان خردمند از آن حذر مى كنند و كودكان دستهاى خود را به سوى آن دراز مى كنند.
حدیث 6225
موضوع
حدیث 6227