حدیث دربارهدنيا از ديدگاه امام على عليه السلام
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:و اللّهِ ما دُنياكُم عِندي إلاّ كَسَفَرٍ على مَنهَلٍ حَلُّوا إذ صاحَ بهِم سائقُهُم فارتَحَلُوا، و لا لَذاذَتُها في عَيني إلاّ كَحَميمٍ أشرَبُهُ غَسّاقاً، وَ عَلْقَمٍ أتَجرَّعُهُ زُعاقاً، وَ سُمِّ أفْعى اُسقاهُ دِهاقاً، وَ قِلادَةٍ من نارٍ اُوهَقُها خِناقاً.
وَ لقد رَقَعْتُ مِدرَعَتي هذهِ حتّى استَحيَيتُ مِن راقِعِها، وَ قالَ لي: اقْذِفْ بِها قَذفَ الاُتُن، لا يَرتَضِيها لِيرقَعَها، فقُلتُ لَهُ: اغْرُبْ عَنّي، فَعِندَ الصَّباحِ يُحمَدُ القَومُ السُّرى، وَ تَنجَلي عَنّا عُلالاتُ الكَرى. ۱
امام على عليه السلام:به خدا سوگند، دنياى شما در نظر من به چيزى نمى ماند، جز كاروانى كه در آبشخورى فرود آمده باشد و ناگهان كاروان سالار آنها بانگ رحيل برآورد و آنها بى درنگ كوچ كنند؛ و لذّتهاى آن در نگاه من چيزى نيست مگر چونان آب جوشان دوزخ كه مى نوشم و چونان شرنگ، كه جرعه جرعه سرمى كشم و همچون زهر مار كه كاسه كاسه مى خورم و همانند گردنبندى از آتش كه به گردنم مى آويزم.
من اين جُبّه خود را آنقدر پينه زده ام كه از پينه دوز آن خجالت مى كشم. او به من گفت: اين جبّه را مانند بيرون راندن دراز گوش [از كار افتاده] به دور افكن. و حاضر نشد آن را پينه زند. به او گفتم: دور شو از من، كه بامدادان، شب روان ستوده مى شوند و رنج بي خوابى از ما زدوده مى گردد.
۱.الأمالي للصدوق: 718/988.