دنيا، سرايى فرو رفته در بلا

7 حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أيّها الناسُ، هذهِ دارُ تَرَحٍ لا دارُ فَرَحٍ، و دارُ الْتِواءٍ لا دارُ اسْتواءٍ، فمَن عَرَفَها لم يَفرَحْ لِرَجاءٍ و لم يَحزَنْ لِشَقاءٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! اين دنيا سراى اندوه است، نه سراى شادى، سراى پيچ در پيچ است، نه سراى راست و مستقيم؛ هر كه آن را شناخت، به هيچ اميدى شاد نگشت و براى هيچ سختى و رنجى غمناك نشد.
۱.بحار الأنوار: 77/187/10.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:دارٌ بالبلاءِ مَحفوفَةٌ، و بالغَدْرِ مَعروفَةٌ، لا تَدومُ أحوالُها، و لا يَسلَمُ نُزّالُها، أحوالٌ مُختَلِفةٌ، تاراتٌ مُتَصَرِّفَةٌ، العَيشُ فيها مَذمومٌ، و الأمانُ مِنها مَعدومٌ. ۱
امام على عليه السلام:[دنيا] سرايى فرو رفته در بلا (گرفتاريها) و شناخته شده به بى وفايى است، احوال آن نپايد و ساكنان آن به سلامت نرهند؛ حالاتش گوناگون و نوبتهايش در حال تغيير است. زندگى در آن نكوهيده است و امنيت و آسايش در آن يافت نمى شود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 226.
عنه عليه السلام:دارُ حَربٍ و سَلبٍ، و نَهبٍ و عَطَبٍ، أهلُها على ساقٍ و سياقٍ، و لِحاقٍ و فِراق، قد تَحَيَّرَتْ مَذاهِبُها. ۱
امام على عليه السلام:دنيا، سراىِ جنگ و تاراج و خرابى و هلاكت است. مردمش آماده رفتن و يا رفتنى اند و در حال پيوستن [به گذشتگان] و جدا شدن [از بر جاى ماندگان]. راههايش گيج كننده و حيرت زاست.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 191.
عنه عليه السلام:إنّ الدنيا دارُ خَبالٍ و وَبالٍ، و زَوالٍ و انتِقالٍ، لا تُساوِي لذّاتُها تَنغِيصَها، و لا تَفِي سُعُودُها بنُحُوسِها، و لا يَقُومُ صُعُودُها بهُبُوطِها. ۱
امام على عليه السلام:همانا دنيا سراى رنج و زحمت است و گذرا و رفتنى، نه نوشهايش با نيشهايش برابرى مى كند و نه خوش بختيهايش با شور بختيهايش، و نه فرازهايش با فرودهايش.
۱.غرر الحكم: 3480.
عنه عليه السلام:الدنيا دارُ الغُرَباءِ و مَوطِنُ الأشقياءِ. ۱
امام على عليه السلام:دنيا، سراى غريبان است و سرزمين نگون بختان.
۱.غرر الحكم: 1206.
عنه عليه السلام:الدنيا دارُ المِحَنِ. ۱
امام على عليه السلام:دنيا سراى محنت هاست.
۱.غرر الحكم: 409.
عنه عليه السلام:الدنيا مَلِيئَةٌ بالمَصائبِ طارِقَةٌ بالفَجائعِ و النَّوائبِ. ۱
امام على عليه السلام:دنيا آكنده از مصيبت ها و پيشامدهاى ناگوار است.
۱.غرر الحكم: 1724.