حدیث دربارهنادرستى جبر

نزهة الناظر:جَمَعَ الحَجّاجُ بنُ يوسُفَ أهلَ العِلمِ و سَأَلَهُم عَنِ القَضاءِ و القَدَرِ، فَقالَ أحَدُهم: سمعتُ أميرَ المؤمنينَ عَلِىِّ بنَ أبي طالِبٍ عليه السلام يَقولُ: يا بنَ آدمَ، مَن وسَّعَ لَكَ الطَّريقَ، لَم يأخُذ عَلَيك المَضيقَ. و قالَ آخر: سَمِعتُه عليه السلام يَقولُ: إذا كانَت الخَطيئةُ عَلَى الخاطئ حَتما، كان صلى الله عليه و آله القِصاصُ في القضيّة ظُلما. و قال آخر: سمعته عليه السلام يقول: ما كانَ مِن خَيرٍ فَبِأمرِ اللّهِ و بِعِلمِهِ، و ما كانَ مِن شرٍّ فَبِعلمِ اللّهِ لا بِأمرِهِ. فقالَ الحَجّاجُ: أ كُلُّ هذا مِن قولِ أبي تُرابٍ؟ لَقَد اغتَرَفوها مِن عَينٍ صافِيَةٍ ۱! ۲
نزهة الناظر:حَجّاج بن يوسف دانشمندان را گرد آورد و از آنان درباره قضا و قدر پرسيد. پس يكى از آنان گفت: شنيدم امير مؤمنان على بن ابى طالب مى گويد: اى آدمى زاده! آن كه راه را براى تو باز نهاده است، بر تو تنگ نمى گيرد. و ديگرى گفت: شنيدم كه على عليه السلام مى گويد: اگر خطا بر خطاكار واجب و حتمى باشد، حكم به قصاص او ظلم است. و ديگرى گفت: شنيدم كه مى فرمايد: هر چه خير باشد به فرمان و با آگاهى خداست و هر چه شرّ باشد با آگاهى خداست، اما به فرمان او نيست. حَجّاج گفت: آيا همه اينها گفته ابو تراب است؟! بى گمان همه از يك آبشخور زلال برگرفته شده اند. ۳
۱.ورد ما يقرب من مضمون هذه الرواية في كتاب الطرائف: 329 و كتاب بحار الأنوار: 5 / 58 لكن اسانيد جميع هذه الروايات ليست صحيحة، و نظرا لِعداء الحجاج للإمام علي عليه السلام فان روايته عنه ـ كما فى هذه الرواية ـ بعيدة، بل الأبعد من ذلك تعبيره بقوله: «لقد اغترفوها من عين صافية» و اعترافه بفضل أمير المؤمنين عليه السلام لكن مع ذلك كله لا يمكن تكذيب الرواية وردها. انما المهم هو أن الرواية تعرضت لبطلان الجبر و أثبتته بالدليل العقلي، و الدليل محترم و مقبول فى المباحث العقائدية أيّا كان قائله، و إيرادنا للرواية فى المقام من هذا الباب.
۲.نزهة الناظر: 51 / 25.
۳.قريب به مضمون اين روايت در الطرائف: 329 و بحار الأنوار: 5 / 58 آمده ليكن سند هيچ يك معتبر نيست و با عنايت به دشمنى حجّاج با امام على عليه السلام نقل سخن آن حضرت نزد وى ـ چنان كه در اين حديث آمده ـ بعيد بنظر مى رسد و بعيدتر آن كه وى با جمله «لقد اغترفوها من عين صافية» اعتراف به فضل آن بزرگوار نمايد، با اين وصف وقوع چنين جريانى را نيز نمى توان تكذيب كرد، آن چه مهم است اين است كه اين روايت براى بطلان جبر به برهان عقلى استناد كرده و برهان در مباحث اعتقادى از هر گوينده اى قابل قبول است، و آوردن اين روايت در اين جا از اين باب است.
کلیدواژه‌ها جبرنادرستی جبر

احادیث دیگر این موضوع

۴