حدیث دربارهارزش حكومت
نهج البلاغة عن ابنِ عبّاسٍ:دَخلتُ على أميرِ المؤمِنينَ عليه السلام بِذي قار و هوَ يَخصِفُ نَعلَه، فقالَ لِي: مَا قِيمَةُ هذَا النَّعْلِ؟ فَقُلْتُ: لاَ قِيمَةَ لَهَا! فَقَالَ عليه السلام: وَ اللّهِ لَهِيَ أحَبُّ إلَيَّ مِنْ إمْرَتِكُمْ، إلاّ أنْ اُقِيمَ حَقّا، أوْ أدْفَعَ بَاطِلاً. ۱
نهج البلاغةـ به نقل از عبد اللّه بن عباس ـ: بر امير المؤمنين عليه السلام در منطقه ذى قار وارد شدم در حالى كه حضرت كفش خود را پينه مى زد. از من پرسيد: اين كفش چقدر مى ارزد؟ گفتم: ارزشى ندارد. فرمود: به خدا قسم اين را از حكومت بر شما دوست تر دارم مگر آن كه [بخواهم]حقّى را بر پا دارم يا باطلى را براندازم.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 33.