حدیث دربارهفرمانروايى بدكاران
كنز العمّال عن أبي البختريّ:دَخَل رَجُلٌ المَسْجِدَ فَقَالَ: لاَ حُكْمَ إلاّ للّهِِ، ثُمَّ قَالَ آخَرُ: لاَ حُكْمَ إلاّ للّهِِ، فَقَالَ عَلِيٌّ عليه السلام: لاَ حُكْمَ إلاّ للّهِِ «إنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَ لاَ يَسْتَخِفَنَّكَ الّذِينَ لا يُوقِنُونَ» ۱، فَمَا تَدْرُونَ مَا يَقُولُ هؤلاَءِ، يَقُولُونَ: لاَ إمَارَةَ. أيُّهَا النَّاسُ! إنَّهُ لاَ يُصْلِحُكُمْ إلاَّ أمِيرٌ؛ بَرٌّ أوْ فَاجِرٌ.
قَالُوا: هذَا البَرُّ فَقَدْ عَرَفْنَاهُ، فَمَا بَالُ الفَاجِرِ؟
فَقَالَ: يَعْمَلُ المُؤْمِنُ، وَ يُمْلَأُ لِلْفَاجِرِ، و يُبَلِّغُ اللّهُ الأجَلَ، وَ تَأمَنُ سُبُلُكُمْ، وَ تَقُومُ أسْواقُكُمْ، وَ يُجْبى فَيْئُكُمْ، وَ يُجَاهَدُ عَدُوُّكُمْ، و يُؤخَذُ لِلضَّعِيفِ مِنَ الشَّدِيدِ مِنْكُمْ. ۲
كنز العمّالـ به نقل از ابو البخترى ـ: مردى وارد مسجد شد و گفت: حُكم جز از آنِ خدا نيست. ديگرى نيز گفت: حُكم جز خدا را نشايد. در اين هنگام على عليه السلام فرمود: [البته] حكم جز از آنِ خدا نيست «همانا وعده خدا راست است. مبادا آنان كه يقين ندارند تو را بى ثبات گردانند». شما نمى دانيد اينها چه مى گويند؟ اينها مى گويند: حكومت لازم نيست. اى مردم! [وضع] شما را به سامان نياورد مگر فرمانروا؛ نيك باشد يا تبهكار. گفتند: سخن تو درباره فرمانرواى نيكو كردار، درست، اما تبهكار چگونه؟ فرمود: مؤمن به كار خود مى پردازد و نابكار برخوردار مى شود، خداوند اجل مقدّر را مى رساند، راههايتان امن مى شود، بازارهايتان رونق مى گيرد، خراجهايتان گردآورى مى شود، با دشمنتان پيكار مى شود و حقّ ناتوان از زورمند گرفته مى گردد.