حدیث دربارهبرخى از فضايل امام كاظم عليه السلام
الإرشاد:رُويَ أنَّهُ (الكاظم عليه السلام) كانَ يَدعو كَثيرا فَيَقولُ: اللّهمَّ إنّي أسألُكَ الرّاحَةَ عِندَ المَوتِ وَ العَفوَ عِندَ الحِسابِ. وَ يُكَرِّرُ ذلك. وَ كانَ مِن دُعائِهِ عليه السلام: عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِكَ فَليَحسُنِ العَفوُ مِن عِندِكَ. وَ كانَ يَبكي مِن خَشيَةِ اللّهِ حَتَّى تَخضَلُّ لِحيَتُهُ بِالدُّموعِ. وَ كانَ أوصَلُ النّاسِ لأهلِهِ و رَحِمِهِ وَ كانَ يَفتَقِدُ فُقَراءَ المَدينَةِ في اللَّيلِ فَيَحمِلُ إليهِم (الزَّنبيلَ) فيهِ العَينُ وَ الوَرَقُ وَ الأدِقَّةُ وَ التُّمورِ فَيوصِلُ إلَيهِم ذلك وَ لا يَعلَمونَ مِن أيِّ جَهَةٍ هُوَ. ۱
الإرشاد:روايت شده است كه حضرت كاظم عليه السلام زياد دعا مى خواند، و عرضه مى داشت: بار خدايا! راحتى در هنگام مردن، و عفو و بخشش در هنگام حسابرسى را از تو مسئلت مى كنم. و اين جمله را تكرار مى كرد. يكى از دعاهاى آن حضرت اين بود: گناه بنده تو بزرگ است و عفو و گذشت از جانب تو نيكوست. آن حضرت از خشيت خدا چندان مى گريست كه محاسن او از اشك تر مى شد. هيچ كس به اندازه ايشان به خانواده و خويشاوندانش رسيدگى نمى كرد. شب هنگام به فقراى مدينه سركشى مى كرد و زنبيلى پر از درهم و دينار و آرد و خرما با خود مى برد و بر درِ خانه هاى آنان مى گذاشت و آنها نمى فهميدند كه اين پول و اجناس از طرف چه كسى آمده است.
۱.الإرشاد: 2 / 231.