حدیث دربارهاسماعيل بن حِزقيل

تفسيرِ القُمّيِّ:في قولهِ تعالى: «واذْكُرْ في الكِتابِ إسْماعيلَ إنّهُ كانَ صادِقَ الوَعْدِ» ، قالَ: وَعدَ وَعدا فانتَظَرَ صاحِبَهُ سَنَةً، وهُو إسماعيلُ بنُ حِزقيلَ عليه السلام ۱. ۲
تفسير القمّىـ ذيل آيه «واذكر فى الكتاب اسماعيل انّه كان صادق الوعد» ـ: [امام عليه السلام]فرمود: اسماعيل وعده اى گذاشت و يك سال منتظر همراهش نشست. او اسماعيل پسر حزقيل عليه السلام است. ۳
۱.تفسير القمّي: 2/51.
۲.قال العلّامة الطباطبائيّ رضوان اللّه عليه بعد نقل الحديث: وعده عليه السلام ـ وهو أن يثبت في مكانه في انتظار صاحبه ـ كان مطلقا لم يقيّده بساعة أو يوم ونحوه، فألزمه مقامُ الصِّدق أن يفي به بإطلاقه، ويصبّر نفسه في المكان الذي وعد صاحبه أن يقيم فيه حتّى يرجع إليه. وصفة الوفاء ـ كسائر الصفات النفسانيّة من الحبّ والإرادة والعزم والإيمان والثقة والتسليم ـ ذات مراتب مختلفة باختلاف العلم واليقين، فكما أنّ من الإيمان ما يجتمع مع أيّ خطيئة وإثم وهو أنزل مراتبه ولا يزال ينمو ويصفو حتّى يخلص من كلّ شرك خفيّ فلا يتعلّق القلب بشيء غير اللّه ولو بالتفات إلى من دونه ـ وهو أعلى مراتبه ـ كذلك الوفاء بالوعد ذو مراتب؛ فمن مراتبه في المقال مثلاً: إقامة ساعة أو ساعتين حتّى تعرض حاجة اُخرى توجب الانصراف إليها، وهو الذي يصدق عليه الوفاء عرفا. وأعلى منه مرتبة: الإقامة بالمكان حتّى ييأس من رجوع الصديق إليه عادة بمجيء اللّيل ونحوه، فيقيّد به إطلاق الوعد. وأعلى منه مرتبة: الأخذ بإطلاق القول والإقامة حتّى يرجع وإن طال الزمان. فالنفوس القويّة التي تراقب قولها وفعلها لا تلقي من القول إلّا ما في وسعها أن تصدّقه بالفعل، ثمّ إذا لفظت لم يصرفها عن إتمام الكلمة وإنفاذ العزيمة أيّ صارف. وفي الرواية: أنّ النبيّ صلى الله عليه و آله وعد بعض أصحابه بمكّة أن ينتظره عند الكعبة حتّى يرجع إليه، فمضَى الرجل لشأنه ونسي الأمر، فبقي صلى الله عليه و آله ثلاثة أيّام هناك ينتظره، فاطّلع بعض الناس عليه فأخبر الرجل بذلك فجاء واعتذر إليه، وهذا مقام الصدّيقين لا يقولون إلّا ما يفعلون. الميزان في تفسير القرآن: 14/65.
۳.علّامه طباطبايى ـ رضوان اللّه عليه ـ بعد از نقل اين حديث مى گويد: وعده اى كه آن جناب داد ـ كه در جاى خود منتظر دوستش بماند ـ مطلق بود يعنى مقيّد نكرده بود كه يك ساعت يا يك روز يا فلان مدّت برايش صبر كند. لذا آن مقام صدقى كه داشت، او را ملزم ساخت تا به وعده مطلق (بدون سر رسيد) خود وفا كند و در همان جايى كه به دوستش وعده داده بود چندان بايستد تا وى برگردد. صفت وفا و پايبندى به قول و قرار، مانند ديگر صفات نفسانى، مثل محبّت و خواست و عزم و ايمان و اعتماد و تسليم، مراتب مختلفى دارد كه بر حسب اختلاف مراتب علم و يقين متفاوت مى شود. همچنان كه يك مرتبه از ايمان با هر خطا و گناهى مى سازد و آن پايين ترين مرتبه ايمان است و همين مرتبه پيوسته رشد مى كند و خالص و خالص تر مى شود تا جايى كه از هر گونه شرك خفى و ناپيدايى پاك مى گردد و در نتيجه، دل به چيزى جز خدا تعلّق پيدا نمى كند، حتى التفاتى هم به غير او نمى نمايد و اين عاليترين مرتبه ايمان است، وفاى به وعده نيز داراى مراتب است. يكى از مراتب آن اين است كه قول بدهد مثلاً يك يا دو ساعت در جايى منتظر بماند و چون كار ديگرى برايش پيش آمد، از آنجا برود. وفاى به عهد عرفاً بر اين صدق مى كند. از اين مرتبه بالاتر اين است كه آن قدر منتظر بايستد تا با فرارسيدن شب يا امثال آن معمولاً ديگر اميدى به آمدن طرف نباشد. در اين صورت اطلاق وعده با يأس از آمدن مقيّد مى شود. باز بالاتر از اين مرتبه، آن است كه آن قدر منتظر بماند تا دوستش بيايد هر چند زمان انتظار به درازا كشد. بنابراين، نفوس قوى كه مراقب گفتار و كردار خود هستند، هيچ وقت قولى نمى دهند مگر اينكه بتوانند به آن عمل كنند و همين كه قولى دادند، هيچ مانعى آنها را از به كار بستن آن باز نمى دارد. در روايت آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مكّه به يكى از اصحاب خود قول داد كه كنار كعبه منتظرش بماند تا برگردد.آن مرد در پى كار خود رفت و قول و قرارى را كه با پيامبر داشت از ياد برد. پيامبر صلى الله عليه و آله سه روز در آنجا منتظر وى ماند تا اينكه يكى از مردم متوجّه موضوع شد و به آن مرد خبر داد و او آمد و از پيامبر عذرخواهى كرد. آرى، اين مقام صدّيقين است كه هيچ سخنى نگويند، مگر آن كه بدان عمل كنند.

احادیث دیگر این موضوع

۲