حدیث دربارهفضايل امام جواد عليه السلام
كشف الغمّة عن القاسِمِ بنِ عَبدِالرَّحمنِـ وَكانَ زِيديّا ـ: خَرَجتُ إلى بَغدادَ فَبَينا أنا بِها إذرَأيتُ النّاسَ يَتَعادونَ وَيَتَشَرَّفونَ وَيَقِفونَ؛ فَقُلتُ: ما هذا؟ فَقالوا: ابنُ الرِّضا، فَقُلتُ: وَاللّهِ لأنظُرَنَّ إلَيهِ فَطَلَعَ عَلى بَغلٍ أو بَغلَةٍ فَقُلتُ: لَعَنَ اللّهُ أصحابُ الإمامَةِ حَيثُ يَقولونَ إنَّ اللّهَ افتَرَضَ طاعةَ هذا، فَعَدَلَ إليَّ وَقالَ: يا قاسمَ بنَ عبدِالرَّحمنِ: «أبَشَرا مِنّا واحِدا نَتَّبِعُهُ إنّا إذا لَفي ضَلالٍ وَسُعُرٍ» ۱ فَقُلتُ في نَفسي ساحِرٌ واللّهِ! فَعَدَلَ إلَىَّ فَقالَ: «ءاُلقِيَ الذِّكرُ عَلَيهِ مِن بَينِنابَل هُوَ كَذّابٌ أشِرٌ» ۲ قالَ: فانصَرَفتُ وَقُلتُ بِالإمامَةِ؛ وَشَهِدتُ أنَّهُ حُجَّةُ اللّهِ عَلى خَلقِهِ وَاعتَقَدتُهُ. ۳
كشف الغمّةـ به نقل از قاسم بن عبد الرحمان كه زيدى مذهب بود ـ: من رهسپار بغداد شدم. چون به آن جا رسيدم مردم را ديدم كه مى دوند و نگاه مى كنند و مى ايستند. پرسيدم: چه خبر است؟ گفتند: ابن الرضاست. گفتم: بايد او را ببينم. او سوار بر قاطرى نر يا ماده ظاهر شد. گفتم: خدا لعنت كند معتقدان به امامت را كه مى گويند خداوند اطاعت اين مرد را واجب ساخته است. او به طرف من برگشت و گفت: اى قاسم بن عبدالرحمان! «آيا از بشرى همانند خودمان پيروى كنيم؛ در اين صورت گمراه و ديوانه خواهيم بود». با خودم گفتم: به خدا، جادوگر است! باز به طرف من برگشت و گفت: «آيا از ميان همه ما كلام خدا به او القا شده است؟ نه، او دروغگويى سبكسر است».
من برگشتم و معتقد به امامت شدم و شهادت دادم كه او حجّت خدا بر خلق اوست، و به وى اعتقاد پيدا كردم.