حدیث دربارهمحمّد بن حنفيّه

نثر الدرّ:قالَ المُنافِقونَ لَهُ [لِمُحَمَّدِ ابنِ الحَنَفِيَّةِ]: لِمَ يُغَرِّرُ بِكَ أميرُ المُؤمِنينَ فِي الحَربِ ولا يُغَرِّرُ بِالحَسَنِ وَالحُسَينِ؟! قالَ: لِأَ نَّهُما عَيناهُ وأنَا يَمينُهُ؛ فَهُوَ يَدفَعُ بِيَمينِهِ عَن عَينَيهِ. ۱
نثر الدرّ:منافقان به محمّد بن حنفيّه گفتند: چرا امير مؤمنان، تو را در جنگ، جلو مى اندازد و حسن و حسين را نه؟ گفت: چون آن دو، چشمان اويند و من دست راست او. پس او با دستش از چشمانش دفاع مى كند.
۱.نثر الدرّ: ج 1 ص 406؛ شرح نهج البلاغة: ج 1 ص 244.

احادیث دیگر این موضوع

۳
شرح نهج البلاغة:چون محمّد [بن حنفيّه]در جنگ جمل از حمله بازماند، على عليه السلام، خود، پرچم را به دست گرفت و پس از آن كه اركان لشكر جمل را در هم ريخت، پرچم را به محمّد بازگردانْد و فرمود: «با كار آخرت، كار اوّلت را جبران كن و اين انصار، با تو هستند» و خزيمة بن ثابت ذو شهادتين را با گروهى از انصار ـ كه بسيارى از آنها از اهل بدر بودند ـ، در اختيار او نهاد. پس حمله هاى فراوانى كرد و لشكر جمل را از جايشان بيرون كرد و امتحان خوبى داد. خزيمه به على عليه السلام گفت: بدان كه اگر امروزْ كسى جز محمّد بود، رسوا مى شد و اگر بيم كشته شدنِ او را آن دارى ـ با آن كه از نسل تو و حمزه و جعفر است ـ، ما اين بيم را نداريم، و اگر مى خواهى جنگ كردن را به او بياموزى، بياموز كه آن را به بسيارى آموخته اى. و انصار گفتند: اى امير مؤمنان! اگر نبود آنچه خداى متعال براى حسن و حسين قرار داده، ما هيچ كس را در ميان عرب بر محمّد، مقدّم نمى كرديم. على عليه السلام فرمود: «ستاره كجا و خورشيد و ماه كجا! البته او هم دست پُر آمد و نيكو امتحان داد و فضلش محفوظ است؛ ولى از برترى حسن و حسين عليهما السلام بر او نمى كاهد و براى فضيلتِ يار شما [محمّد]، آنچه از نعمت خدا بدو رسيده، بس است». گفتند: اى امير مؤمنان! به خدا سوگند، ما او را مانند حسن و حسين عليهما السلام نمى دانيم و به خاطر او بر آن دو ستم نمى كنيم و در حقّ وى نيز به خاطر برترى آن دو بر او، ستم روا نمى داريم. پس على عليه السلام فرمود: «پسر من كجا و پسران دختر پيامبر خدا كجا!».