حدیث دربارهخير دنيا و آخرت
الإمام عليّ عليه السلامـ في عَهدِهِ إلى مُحَمَّدِ بنِ أبي بَكرٍ لَمّا وَلاّهُ مِصرَ ـ: اِعلَموا عِبادَ اللّهِ أنَّ المُتَّقينَ ذَهَبوا بِعاجِلِ الدُّنيا وآجِلِ الآخِرَةِ؛ فَشارَكوا أهلَ الدُّنيا في دُنياهُم، ولَم يُشارِكوا أهلُ الدُّنيا في آخِرَتِهِم. سَكَنُوا الدُّنيا بِأَفضَلِ ما سُكِنَت، وأكَلوها بِأَفضَلِ ما اُكِلَت؛ فَحَظوا مِنَ الدُّنيا بِما حَظِيَ بِهِ المُترَفونَ، وأخَذوا مِنها ما أخَذَهُ الجَبابِرَةُ المُتَكَبِّرونَ.
ثُمَّ انقَلَبوا عَنها بِالزّادِ المُبَلِّغِ وَالمَتجَرِ الرّابِحِ. أصابوا لَذَّةَ زُهدِ الدُّنيا في دُنياهُم، وتَيَقَّنوا أنَّهُم جيرانُ اللّهِ غَدا في آخِرَتِهِم. لا تُرَدُّ لَهُم دَعوَةٌ، ولا يَنقُصُ لَهُم نَصيبٌ مِن لَذَّةٍ. ۱
امام على عليه السلامـ در عهدنامه اى كه براى محمّد بن ابى بكر نوشت، آن گاه كه او را به حكومت مصر گماشت ـ: بندگان خدا! بدانيد پرواپيشگان، هم بهره دنياى كنونى را بردند و هم پاداش آخرتِ آينده را. با اهل دنيا در دنيايشان شريك شدند؛ ولى اهل دنيا در آخرتشان با آنان شريك نگشتند. [آنان] در دنيا در بهترين جا [ها]سكونت گزيدند و از بهترين خوردنى ها خوردند و از دنيا، آن بهره اى را بردندكه خوشگذرانان [، از آن] كام گرفتند، همان را كه جبّاران متكبّر گرفتند.
سپس از اين دنيا رفتند، با توشه اى به مقصدرسان و با سودايى سودبخش. در دنيايشان، لذّت پارسايىِ ۲ در دنيا را يافتند و يقين كردند كه در فرداى آخرتشان، همسايگان رحمت الهى اند، به گونه اى كه نه دعايشان برمى گردد و نه بهره لذّتشان كاسته مى شود.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 27، بحار الأنوار: 33 / 581 / 726.
۲.در روايت شماره 5 ـ كه در حقيقت، اصلِ اين روايت است و اين روايت، بخشى از آن است كه به وسيله سيّد رضى تقطيع شده است ـ از واژه زُهد، نشانى نيست. علاوه بر اين، وجود كلمه مزبور، با معناى مجموع روايت، ناسازگار است و نشان مى دهد كه اين كلمه، در نتيجه بى دقّتى در معناى روايت، به متن اصلى افزوده شده است.