حدیث دربارهاندرزهاى پيامبر صلى الله عليه و آله در آخرين خطبه اش

ثواب الأعمال عن أبي هريرة و عبدِاللّهِ بن عبّاسٍ:خَطَبَنا رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَبلَ وَفاتِهِ ـ وهِيَ آخِرُ خُطبَةٍ خَطَبَها بالمَدينَةِ حتّى لَحِقَ باللّهِ عَزَّوجلَّ ـ فوَعَظَ بمَواعِظَ ذَرَفَت مِنها العُيونُ، ووَجِلَت مِنها القُلوبُ، واقشَعَرَّت مِنها الجُلودُ، وتَقَلقَلَت مِنها الأحشاءُ، أمرَ بِلالاً فَنادى: الصّلاةَ جامِعَةً، فاجتَمعَ النّاسُ، وخَرجَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حتَّى ارتَقَى المِنبَرَ فقالَ: أيُّها النّاس، اُدْنوا ووَسِّعوا لِمَن خَلفَكُم (قالَها ثَلاثَ مَرّاتٍ)، فدَنا النّاسُ وانضَمَّ بَعضُهُم إلى بَعضٍ، فالتَفَتوا فلَم يَرَوا خَلفَهُم أحَدا، ثُمّ قالَ: يا أيُّها النّاسُ، اُدْنُوا ووَسِّعوا لِمَن خَلفَكُم، فقالَ رجُلٌ: يا رسولَ اللّهِ، لِمَن نُوَسِّعُ؟ قالَ: للمَلائكَةِ، فقالَ: إنّهُم إذا كانوا مَعَكُم لَم يَكونوا مِن بَينِ أيديكُم ولا مِن خَلفِكُم ولكنْ يَكونونَ عَن أيمانِكُم وعَن شَمائلِكُم، فقالَ رجُلٌ: يا رسولَ اللّهِ، لِمَ لا يَكونونَ مِن بَينِ أيدينا ولا مِن خَلفِنا، أمِن فَضلِنا علَيهِم أم فَضلِهِم علَينا؟ قالَ: أنتُم أفضَلُ مِن المَلائكَةِ، اِجلِسْ فجَلسَ الرّجُلُ فخَطَبَ رسولُ اللّهِ فقالَ: الحَمدُ للّهِ نَحمَدُهُ ونَستَعينُهُ، ونُؤمِنُ بهِ ونَتَوكَّلُ علَيهِ، ونَشهَدُ أن لا إلهَ إلّا اللّهُ وَحدَهُ لاشَريكَ لَهُ، وأنّ محمّدا عَبدُهُ ورَسولُهُ، ونَعوذُ باللّهِ مِن شُرورِ أنفُسِنا ومِن سَيّئاتِ أعمالِنا، مَن يَهدِ اللّهُ فَلا مُضِلَّ لَهُ، ومَن يُضلِلْ فلا هادِيَ لَهُ. أيُّها النّاسُ إنّهُ كائنٌ في هذهِ الاُمّةِ ثَلاثونَ كَذّابا، أوّلُ مَن يَكونُ مِنهُم صاحِبُ صَنعاءَ وصاحِبُ اليَمامَةِ. ۱ يا أيُّها النّاسُ إنّهُ مَن لَقِيَ اللّهَ عَزَّوجلَّ يَشهَدُ أن لا إلهَ إلّا اللّهُ مُخلِصا لَم يَخلِطْ مَعَها غَيرَها دَخَلَ الجَنّةَ. فقامَ عليُّ بنُ أبي طالبٍ عليه السلام فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، بأبي أنتَ واُمّي، كَيفَ يَقولُها مُخلِصا لا يَخلِطُ مَعَها غَيرَها؟ فَسِّرْ لَنا هذا حتّى نَعرِفَهُ، فقالَ: نَعَم، حِرصا علَى الدُّنيا وجَمعا لَها مِن غَيرِ حِلِّها، ورِضىً بِها، وأقوامٌ يَقولونَ أقاوِيلَ الأخيارِ ويَعمَلونَ عَملَ الجَبابِرَةِ (والفُجّارِ)، فمَن لَقِيَ اللّهَ عَزَّوجلَّ ولَيسَ فيهِ شيءٌ مِن هذهِ الخِصالِ وهُو يَقولُ: لا إلهَ إلّا اللّهُ فلَهُ الجَنّةُ، فإنْ أخَذَ الدُّنيا وتَرَكَ الآخِرَةَ فلَهُ النّارُ. ۲
ثواب الأعمالـ به نقل از ابو هُرَيره و عبد اللّه بن عبّاس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله پيش از وفات خود، در آخرين خطبه اى كه در مدينه ايراد كرد و بعد از آن به خداوند عز و جل پيوست، اندرزهايى داد كه به سبب آنها، چشم ها گريان شدند و دل ها تپيدند و بدن ها لرزيدند و جان ها بى تاب گرديدند. ايشان، به بلال دستور داد كه نداى نماز جماعت، سر دهد. مردم، جمع شدند و پيامبر خدا، بيرون آمد و بر منبر رفت و سه بار فرمود: «اى مردم! نزديك تر بياييد و جا را براى پشتِ سرى هاى خود، باز كنيد». مردم، نزديك شدند و به هم چسبيدند؛ امّا چون برگشتند و پشت سرِ خود را نگاه كردند، كسى را نديدند. سپس پيامبر خدا، بار ديگر فرمود: «اى مردم! نزديك تر بياييد و جا را براى پشتِ سرى هاى خود، باز كنيد». مردى گفت: اى پيامبر خدا! براى چه كسى جا باز كنيم؟! فرمود: «براى فرشتگان». آن گاه فرمود: «آنان، هر گاه با شما باشند، در جلو شما و يا پشتِ سرتان قرار نمى گيرند؛ بلكه در سمت راست و چپ شما جا مى گيرند». مردى گفت: اى پيامبر خدا! چرا در جلو و پشتِ سر ما قرار نمى گيرند؟ آيا به خاطر برترىِ ما بر آنهاست يا به خاطر برترىِ آنها بر ما؟ فرمود: «شما از فرشتگان، برتريد. بنشين!». آن مرد نشست. آن گاه، پيامبر صلى الله عليه و آله به ايراد خطبه پرداخت و فرمود: «ستايش، مخصوصِ خداوند است. او را مى ستاييم و از او مدد مى جوييم. به او ايمان داريم و به او توكّل مى كنيم و گواهى مى دهيم كه معبودى جز خدا نيست كه يگانه است و بى شريك. و گواهى مى دهيم كه محمّد، بنده و فرستاده اوست. از بدى هاى نفْس هايمان و زشتى هاى اعمالمان، به خدا پناه مى بريم. هر كه را خدا هدايت كند، كسى نمى تواند گم راهش سازد و هر كه را او گم راه كند، هيچ كس نمى تواند هدايتش نمايد. اى مردم! در ميان اين امّت، سى دروغگو پديد خواهند آمد. نخستينِ آنها، آن مرد صنعايى و آن مرد يمامى ۳ هستند. اى مردم! هر كس خداوند عز و جل را در حالى ديدار كند كه خالصانه به يگانگىِ او گواهى دهد و هيچ چيز ديگرى را با آن در نياميزد، به بهشت مى رود». على بن ابى طالب عليه السلام برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! پدر و مادرم فدايت باد! چگونه آن را خالص و نياميخته با چيزى ديگر بگويد؟ برايمان توضيح بده تا بدانيم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آرى حرص به دنيا و جمع كردن آن از راه غير حلال و دلْ خوش كردن به دنيا [گواهى به توحيد را مى آلايد]. مردمانى هستند كه سخنان نيكان را مى گويند؛ ولى مانند جبّاران (گنهكاران) عمل مى كنند. پس هر كه خداوند عز و جل را در حالى ديدار كند كه چيزى از اين خصلت ها در او نباشد و گواهى دهد كه هيچ خدايى جز اللّه نيست، بهشتى خواهد بود؛ امّا اگر به دنيا بچسبد و آخرت را وا گذارد، دوزخى خواهد بود».
۱.المراد بصاحب صنعاء الأسود بن كعب العنسيّ الذي يدّعي النبوّة، وبصاحب اليمامة مسيلمة الكذّاب الذي قتله وحشيّ مولى جُبير بن مطعم قاتل حمزة (كما في هامش المصدر).
۲.ثواب الأعمال: ص 330 ح 1، بحارالأنوار: ج 76 ص 359 ح 30.
۳.. مقصود از مرد صنعايى، اسود بن كعب عنسى است كه ادّعاى نبوّت كرد و منظور از مرد يمامى، مُسَيلَمه كذّاب است كه به دست وحشى، غلام جبير بن مطعم و قاتل حمزه عليه السلام، كشته شد.
کلیدواژه‌ها دعاشرایط استجابت دعاشناختموانع شناخت +7 مورد دیگر