حدیث دربارهبادروج (بادرنجبويه)

عنه عليه السلام:ذُكِرَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله الحَوكُ وهُوَ الباذَروجُ، فَقالَ: بَقلَتي وبَقلَةُ الأَنبِياءِقَبلي، وإنّي لَاُحِبُّها وآكُلُها. ۱
امام على عليه السلام:نزد پيامبر صلى الله عليه و آله از بادرنجبويه ـ كه همان بادروج است ـ سخن به ميان آوردند. فرمود: «سبزىِ من و سبزىِ پيامبرانِ پيش از من است. من آن را دوست دارم و مى خورم».
۱.. مكارم الأخلاق: ج 1 ص 387 ح 1306، بحار الأنوار: ج 66 ص 214 ح 13.

احادیث دیگر این موضوع

۴
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بادرنجبويه، اين گياه، نام هاى بسيار دارد و ما در اين جا به بخشى از آنها اشاره مى كنيم و از لغت نامه دهخدا شرح مختصرى درباره آنها مى آوريم و براى توضيح بيشتر، خوانندگان محترم را به نشانى هاى كتاب مذكور كه در زير خواهيم آورد، ارجاع مى دهيم: لغت نامه مذكور، در لغت «باذروج» آورده: گياهى معطّر [است] و بادروج، ريحان كوهى، بادرنجبويه، بارنگ، حَوك، ريحان جبلى، باذروق، باذرو [، نام هاى ديگر آن است]. در «باذرو» آورده: همان بادرو باشد؛ باذروج. در لغت «باذرنجبويه» آورده: بادرنگبويه باشد؛ بادرنجبويه (لغت نامه دهخدا: ج3 ص3451). همچنين در لغت «حَوك» مى نويسد: بادروچ كه ريحان كوهى باشد؛ بورنگ، باذروج و آن هبق است. پادرو، بارنگ بويه، بادرنگ بويه. سبزى [اى] است مثل سپرغم كه آن را بونيك گويند و نازبو نيز نامند (لغت نامه دهخدا: ج6 ص8114). در «بادرنبويه» آورده: يك قسم ريحان است كه معرَّب آن، بادرنجبويه است. در «بادرنجبويه» هم مى نويسد: معرَّب بادرنگبويه است (لغت نامه دهخدا: ج3 ص3419). در كلمه «بادرنگبويه» آورده: گياهى است خوش بوى و از جمله رياحين و آن را بادرود و بادرونه نيز گفته اند و مُهلِك عقرب است و دافع سم است و معرّب آن بادرنجبويه است. و آن، امراض سوداوى و بلغمى را نافع (لغت نامه دهخدا: ج3 ص3420). و در «بادرو» هم آورده است: ريحانى است كه آن را بادرنجبويه گويند. تره خراسانى كه ريحان كوهى نيز گويند و باذروج، معرَّب آن است (لغت نامه دهخدا: ج3 ص3421) در دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى (مصطفى نورانى)، «بادروج» مى خوانيم: دانه آن را «تخم شربتى» مى گويند. سبزى پاكيزه اى است. گويا مى بينم كه در بهشت روييده است.