حدیث دربارههشدار درباره مال اندوزى
مسند ابن حنبل عن مالك بن عبد اللّه الزياديّ:إنَّهُ [أي أبا ذَرٍّ] جاءَ يَستَأذِنُ عَلى عُثمانَ بنِ عَفّانَ، فَأَذِنَ لَهُ وبِيَدِهِ عَصاهُ، فَقالَ عُثمانُ: يا كَعبُ، إنَّ عَبدَ الرَّحمانِ تُوُفِّيَ وتَرَكَ مالاً، فَما تَرى فيهِ؟ فَقالَ: إن كانَ يَصِلُ فيهِ حَقَّ اللّهِ فَلا بَأسَ عَلَيهِ. فَرَفَعَ أبو ذَرٍّ عَصاهُ فَضَرَبَ كَعبا وقالَ: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: «ما اُحِبُّ لَو أنَّ لي هذَا الجَبَلَ ذَهَبا اُنفِقُهُ ويُتَقَبَّلُ مِنّي أذَرُ خَلفي مِنهُ سِتَّ أواقٍ»، أنشُدُكَ اللّهَ يا عُثمانُ، أسَمِعتَهُ؟ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ قالَ: نَعَم. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از مالك بن عبد اللّه زيادى ـ: ابو ذر از عثمان بن عفّان اجازه ورود خواست. عثمان به او كه عصايى در دست داشت، اجازه ورود داد. عثمان گفت: اى كعب! عبد الرحمان [بن عوف] در گذشته و مالى بر جا نهاده است. نظر تو درباره آن چيست؟
كعب گفت: اگر حقّ خدا را در آن ادا مى كرده، او را باكى نيست.
ابو ذر، عصايش را برافراشت و كعب را [با آن] زد و گفت: از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود: «دوست نمى دارم كه به قدر اين كوه (اُحُد)، طلا داشته باشم و همه را انفاق كنم و خدا از من بپذيرد؛ ولى پس از خود، شش اوقيه (برابر 168 گرم) بر جاى بگذارم». اى عثمان! تو را به خدا سوگند مى دهم آيا اين را شنيدى؟ اين را سه بار گفت.
عثمان گفت: آرى.
۱.. مسند ابن حنبل: ج 1 ص 139 ح 453.