حدیث دربارهدعاهاى روايت شده در طلب روزى
الكافي عن إسماعيل بن عبد الخالق:أبطَأَ رَجُلٌ مِن أصحابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله عَنهُ ثُمَّ أتاهُ، فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ما أبطَأَ بِكَ عَنّا؟ فَقالَ: السُّقمُ وَالفَقرُ، فَقالَ لَهُ: أفَلا اُعَلِّمُكَ دُعاءً يَذهَبُ اللّهُ عَنكَ بِالسُّقمِ وَالفَقرِ؟ قالَ: بَلى يا رَسولَ اللّهِ، فَقالَ: قُل: «لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِيِّ العَظيمِ، تَوَكَّلتُ عَلَى الحَيِ الَّذي لا يَموتُ، وَالحَمدُ للّهِِ الَّذي لَم يَتَّخِذ صاحِبَةً ولا وَلَدا، ولَم يَكُن لَهُ شَريكٌ فِي المُلكِ، ولَم يَكُن لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وكَبِّرهُ تَكبيرا.
قالَ: فَما لَبِثَ أن عادَ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، قَد أذهَبَ اللّهُ عَنِّي السُّقمَ وَالفَقرَ. ۱
الكافىـ به نقل از اسماعيل بن عبد الخالق ـ: يكى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله چندى به ديدار ايشان نيامد. پس از چندى كه آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «سبب اين تأخير، چه بود؟».
گفت: بيمارى و فقر.
فرمود: «آيا دعايى نياموزمت كه با آن، خداوند، بيمارى و فقر را از تو دور بدارد؟».
گفت: چرا، اى پيامبر خدا!
فرمود: «بگو: هيچ نيرو و توانى جز از خداى والاى بزرگ نيست. توكّل مى كنم بر زنده اى كه هرگز نمى ميرد. ستايش، خداى را كه همنشين و فرزندى نمى گيرد و در حكمرانى، شريكى ندارد و از سرِ فروترى يارى نمى گيرد. و او را بسى بزرگ بشمار».
ديرى نگذشت كه او نزد پيامبر صلى الله عليه و آله باز گشت و گفت: اى پيامبر خدا! همانا خداوند، بيمارى و فقر را از من زدود.
۱.. الكافي: ج 2 ص 551 ح 3.