حدیث دربارهبرادر شدن ياران پيامبر ، پيش از هجرت

المحبّرـ في ذِكرِ مُؤاخاةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله بَينَ أصحابِهِ المُهاجِرين قَبلَ الهِجرَةِ ـ: وكانَ آخى بَينَهُم عَلَى الحَقِّ وَالمُؤاساةِ، وذلِكَ بِمَكَّةَ؛ فَآخى صلى الله عليه و آله بَينَ نَفسِهِ وبَينَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام. ۱
المُحبَّرـ در يادكرد از برادرى ميان ياران پيامبر پيش از هجرت ـ: ايشان در مكّه ميان يارانش، بر پايه حق و يارىِ مالىِ يكديگر، برادرى افكند و خود را با على بن ابى طالب عليه السلام، برادر قرار داد.
۱.المحبّر: ص 70.

احادیث دیگر این موضوع

۳
السيرة الحلبيّة:پيش از هجرت، پيامبر صلى الله عليه و آله ميان مسلمانان، يعنى مهاجران، بر پايه حق و يارىِ مالىِ يكديگر، برادرى افكند: ابو بكر را با عمر برادر قرار داد، حمزه را با زيد بن حارثه، عثمان را با عبد الرحمان بن عوف، زبير را با ابن مسعود، عبادة بن حارثه را با بلال، مصعب بن عمير را با سعد بن ابى وقّاص، ابو عبيدة بن جرّاح را با سالمْ غلام ابو حذيفه، سعيد بن زيد را با طلحة بن عبيد اللّه، و على عليه السلام را با خودش و فرمود: «آيا راضى نيستى كه برادر تو باشم؟». على عليه السلام گفت: البته كه راضى ام، اى پيامبر خدا! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «تو در دنيا و آخرت، برادر منى». . حلبى در السيرة النبوية مى افزايد: عبّاس بن تيميّه، برقرارىِ پيوند برادرى ميان مهاجران، بويژه برادرى ميان پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام را انكار كرده است و گفته: چون برادرى افكندن ميان مهاجران و انصار، براى اين صورت گرفت كه به يكديگر رسيدگى كنند و دل هايشان نسبت به هم پيوند بخورد، بنا بر اين، برادرى افكندن ميان مهاجر با مهاجر، معنا ندارد. ابن حجر گفته است: اين، ردّ نص با قياس است. برخى از مهاجران، از جهت مالى و يا قبيله اى، قوى تر از برخى ديگر بودند. پيامبر خدا، ميان فرا دست ها و فرو دست ها برادرى افكند تا فروتر از فراتر بهره مند شود و فراتر از فروتر كمك بگيرد و اين جا، فلسفه برادرى افكندن ميان ايشان و على عليه السلام آشكار مى شود؛ كسى كه پيش از بعثت، پيامبر صلى الله عليه و آله را در كارش مدد مى رساند (ر. ك: عيون الأثر: ج 1 ص 230).
المعيار و الموازنة:آن گاه، درباره حديث مؤاخات و دلالت آشكارى كه در آن هست، انديشيدند؛ اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله مسلمانان را بر حَسَب منزلتشان متمايز ساخت و سپس با توجّه به برترىِ يكى بر ديگرى، ميان ايشان پيوند برادرى برقرار ساخت. براى مثال، نزديك ترين فرد به منزلت ابو بكر، عمر بود. لذا ميان آن دو، برادرى افكند. همچنين طلحه، شبيه زبير بود و منزلت نزديك به هم داشتند. از اين رو، آن دو را با هم برادر قرار داد. همين كار را با عبد الرحمان بن عوف كرد و او را با عثمان، برادر قرار داد. سپس به على عليه السلام فرمود: «به اين دليل، تو را آخر از همه قرار دادم كه براى خودم بمانى. تو برادر و يارِ منى». پس در ميان مسلمانان، هيچ كس شبيه تر از على عليه السلام به پيامبر صلى الله عليه و آله نبود، و نه سزاوارتر از او به برادرى با پيامبر صلى الله عليه و آله. او به سبب پيش گامى اش بر ديگران، شايسته برادرى با پيامبر صلى الله عليه و آله بود. برادرىِ على عليه السلام، برتر از برادرىِ ديگران بود؛ چرا كه بر ديگران، فضيلت داشت.