ارزش روزه دار
13 حدیث
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ دربـاره خداوند متعال: «[مؤمنان]، همان توبه كنندگان، پرستندگان، ستايشگران، سياحتگران. اند» ـ: سياحتگران، همان روزه داران اند. ۳
۱.في الحديث: «سياحة هذه الاُمّة الصيام»، قيل للصائم: سائح؛ لأنّ الّذي يسيح في الأرض متعبّد يسيح ولا زاد له ولا ماء، فحين يجد يطعم. والصائم يُمضي نهاره لا يأكل ولا يشرب شيئاً فشُبّه به (النهاية: ج 2 ص 433).
۲.الكافي: ج 5 ص 15 ح 1 عن أبي عمرو الزبيري عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 69 ص 356؛ المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 365 ح 3288 عن أبي هريرة.
۳.در حديث است: «سياحت اين امّت، روزه است». اين كه به روزه دار، «سائح (گردشگر)» گفته شده، به خاطر شباهتى است كه ميانشان وجود دارد؛ زيرا كسى كه در زمينْ سياحت مى كند، عبادت پيشه اى است كه بى توشه و آب مى گردد و هر گاه چيزى بيابد، مى خورد. روزه دار هم روزش را بدون خوردن و نوشيدن مى گذراند (ر. ك: النهاية: ج 2 ص 443).
گفتنى است: سياحت در عربى، به معناى: رُهبانيت، درويشى، قَلَندرى، دوره گردى نيز آمده است كه ظاهرا در اين احاديث، همين معانى مورد نظر است. م.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ للّهِِ مائِدَةً عَلَيها ما لا عَينٌ رَأَت، ولا اُذُنٌ سَمِعَت، ولا خَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَرٍ، لا يَقعُدُ عَلَيهَا إلَا الصّائِمونَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، سفره اى دارد كه بر آن نعمتى است كه نه چشمى ديده، نه گوشى شنيده، و نه بر دلِ بشرى گذشته است. بر سرِ اين سفره، جز روزه داران نخواهند نشست.
۱.المعجم الأوسط: ج 9 ص 170 ح 9443 عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:نَومُ الصّائِمِ عِبادَةٌ، ونَفَسُهُ تَسبيحٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خواب روزه دار، عبادت است و نَفَس او، تسبيح است.
۱.ثواب الأعمال: ص 75 ح 2 عن السكوني عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 96 ص 248 ح 6؛ حلية الأولياء: ج 5 ص 83 عن ابن مسعود.
عنه صلى الله عليه و آله:نَومُ الصّائِمِ عِبادَةٌ، وصَمتُهُ تَسبيحٌ، وعَمَلُهُ مُضاعَفٌ، ودُعاؤُهُ مُستَجابٌ، وذَنبُهُ مَغفورٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خواب روزه دار، عبادت است، سكوتش تسبيح است، عملش دو برابر است، دعايش مستجاب است و گناهش آمرزيده است.
۱.شُعب الإيمان: ج 3 ص 415 ح 3937 وح 3939 وليس فيه «وذنبه مغفور» كلاهما عن عبد اللّه بن أبي أوفي؛ كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 76 ح 1783 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 96 ص 255 ح 33.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ الصّائِمَ لا يَجري عَلَيهِ القَلَمُ حَتّى يُفطِرَ، ما لَم يَأتِ بِشَيءٍ يَنقُضُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بر روزه دار، قلم [ثبت گناهان] جارى نمى شود ۲ تا آن كه افطار كند، [البتّه]تا وقتى كه آنچه روزه را باطل مى كند، انجام نداده باشد.
۱.فضائل الأشهر الثلاثة: ص 55 ح 33 وص 116 ح 111 من دون إسناد إليه صلى الله عليه و آله وفيه «فينقض صَومه» كلاهما عن سليمان المروزي عن الإمام الرضا عليه السلام.
۲.بى ترديد، اين حديث و امثال آن، مجوّز انجام دادن گناه نيستند و مقصود، آن است كه روزه، مانع از انجام دادن گناهان مى گردد و در نتيجه، گناهى در پرونده روزه دار، ثبت نمى شود.
عنه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ عز و جل: «. لِلصّائِمِ فَرحَتانِ: فَرحَةٌ حينَ يُفطِرُ، وفَرحَةٌ حينَ يَلقى رَبَّهُ». ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل مى فرمايد: «. روزه دار، دو خوش حالى دارد: يكى خوش حالى اش هنگامى كه افطار مى كند، و ديگرى خوش حالى اش هنگامى كه با پروردگارش ديدار مى نمايد».
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2723 ح 7054 وج 2 ص 673 ح 1805 كلاهما عن أبي هريرة؛ معاني الأخبار: ص 409 ح 89 عن أنس وليس فيه صدره، بحارالأنوار: ج 96 ص 251 ح 16.
عنه صلى الله عليه و آله:لِلصّائِمِ فَرحَتانِ: فَرحَةٌ عِندَ فِطرِهِ، وفَرحَةٌ يَومَ القِيامَةِ، يُنادِي المُنادي: «أينَ الظّامِئَةُ أكبادُهُم؟ وعِزَّتي، لَأَروِيَنَّهُمُ اليَومَ». ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:روزه دار، دو خوش حالى دارد: خوش حالى اى در هنگام افطار كردنش، و خوش حالى اى در روز قيامت، كه [در آن روز،] منادى ندا مى دهد: «كجايند آنها كه جگرهايشان تشنه است؟ به عزّتم سوگند كه امروز، سيرابشان مى كنم».
۱.مسند زيد: ص 203 عن الإمام زين العابدين عن أبيه عن جدّه عليهم السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ، لَخُلوفُ فَمِ الصّائِمِ أطيَبُ عِندَ اللّهِتَعالى مِن ريحِ المِسكِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سوگند به آن كه جانم در دست اوست، بوى ناخوش دهانِ روزه دار در نزد خداى متعال، خوش بوتر از بوى مُشك است.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 670 ح 1795 وج 5 ص 2215 ح 5583 كلاهما عن أبي هريرة؛ كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 75 ح 1773، بحارالأنوار: ج 96 ص 258 ح 41.
عنه صلى الله عليه و آله:آمُرُكُم بِالصِّيامِ؛ فَإِنَّ مَثَلَ ذلِكَ كَمَثَلِ رَجُلٍ في عِصابَةٍ مَعَهُ صُرَّةٌ فيها مِسكٌ، فَكُلُّهُم يَعجَبُ أو يُعجِبُهُ ريحُها، وإنَّ ريحَ الصّائِمِ أطيَبُ عِندَ اللّهِ مِن ريحِ المِسكِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شما را به روزه دارى فرمان مى دهم. مَثَل روزه، مَثَل مردى است كه در ميان گروهى است و با خود، كيسه اى مُشك دارد. همه خُرسندند كه [با خود،]مُشك دارند و يا بوى خوش مُشك، آنان را خُرسند مى كند. بوى روزه دار، نزد خدا از بوى مُشك، خوش بوتر است.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 148 ح 2863 عن الحارث الأشعري.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثُ دَعَواتٍ مُستَجاباتٌ: دَعوَةُ الصّائِمِ، ودَعوَةُ المُسافِرِ، ودَعوَةُ المَظلومِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه دعا، مستجاب است: دعاى روزه دار، دعاى مسافر، و دعاى ستم ديده.
۱.فضائل الأشهر الثلاثة: ص 143 ح 157 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:أولِياءُ اللّهِ عَلَيهِمُ العَناءُ، مَشحَبَةٌ ألوانُهُم مِنَ السَّهَرِ، وَمُنحَنِيَةٌ أصلا بُهُم مِنَ القِيامِ، قَد لَصِقَت بُطونُهُم بِظُهورِهِم مِن طولِ الصِّيامِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بر [بدن هاى] اولياى خدا، آثار رنج است: به خاطر شب بيدارى، رنگ پريده اند؛ به خاطر نماز، خميده قامت اند؛ و به سبب روزه دارىِ درازمدّت، شكم هايشان به پشتشان چسبيده است.
۱.التحصين لابن فهد: ص 22 ح 39 عن سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن عَرَفَ اللّهَ وعَظَّمَهُ؛ مَنَعَ فاهُ مِنَ الكَلامِ، وبَطنَهُ مِنَ الطَّعامِ، وَعَفا نَفسَهُ بِالصِّيامِ وَالقِيامِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس خدا را بشناسد و عظمتش را در يابد، دهانش را از سخن و شكمش را از غذا نگه مى دارد و با روزه و نماز، خويشتندارى مى كند.
۱.الكافي: ج 2 ص 237 ح 25 عن عيسى النهريري عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 69 ص 288 ح 23.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن يَومٍ إلّا ومَلَكٌ يُنادي فِي المَقابِرِ: مَن تَغبِطونَ؟ فَيَقولونَ: أهلَ المَساجِدِ؛ يُصَلّونَ ولا نَقدِرُ، ويَصومُونَ ولا نَقدِرُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ روزى نيست، مگر آن كه فرشته اى در گورستان ها ندا مى دهد: «به حال چه كسى رشك مى بريد؟».
[مُردگان] مى گويند: به حال مسجديان. آنان، نماز مى خوانند؛ ولى ما نمى توانيم، و روزه مى گيرند؛ ولى ما نمى توانيم.
۱.مستدرك الوسائل: ج 3 ص 363 ح 3786 نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب.