خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
حکمتنامه پیامبر اعظم(ص) ج ۱۱
موضوعات
شب بيست و سوم
8759. شب قدر، شبِ بيست و سوم [ماه رمضان]…
حدیث درباره
شب بيست و سوم
حکمتنامه پیامبر اعظم(ص) ج ۱۱، ص ۲۸۹، ح ۸۷۵۹
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
شب بيست و سوم
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:
لَيلَةُ القَدرِ لَيلَةُ ثَلاثٍ وعِشرينَ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
شب قدر، شبِ بيست و سوم [ماه رمضان] است.
۱.
الإقبال: ج 1 ص 375 عن ضمرة الأنصاري عن أبيه، بحار الأنوار: ج 98 ص 160 ح 4.
کلیدواژهها
روزه
حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاه
حکمت های عبادی
شب قدر چه شبی است
+1 مورد دیگر
احادیث دیگر این موضوع
۷
المصنَّف، عبد الرزاقـ به نقل از عبد اللّه بن اُ نَيس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله به من دستور داد كه شبِ بيست و سوم ماه رمضان، به مدينه وارد شوم.
المصنَّف، عبد الرزاقـ به نقل از ابو نضر ـ: عبد اللّه بن اُ نَيس جُهَنى گفت: اى پيامبر خدا! من مردى هستم كه خانه ام دور است. يك شب را تعيين كن كه بيايم و در مدينه بمانم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «شبِ بيست و سوم بيا».
السنن الكبرىـ به نقل از عبد اللّه بن اُ نَيس ـ: در صحرا بوديم. گفتيم كه اگر با خانواده خود [به مدينه براى احياى شب قدر] بياييم، بر ما سخت خواهد بود و اگر آنان را وا نهيم و خود بياييم، بر آنانْ تنگنا خواهد شد. مرا كه كوچك ترينِ آنان بودم، نزد پيامبر خدا فرستادند. سخن آنان را به ايشان، باز گفتم. به ما دستور داد كه شبِ بيست و سوم بياييم.
المصنَّف، عبد الرزاقـ به نقل از ابن جُرَيج ـ: خبر يافتم كه عبد اللّه بن اُنَيس جُهَنى، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده و گفته است: اى پيامبر خدا! من، امانتدار كالاها و كِشت هاى مردمم (وى خودش كشاورزى داشت). يك يا دو شب را تعيين كن تا [براى شب قدر]بيايم. سپس گفت: بلكه يك شب را. پيامبر صلى الله عليه و آله او را فرا خواند و دو يا سه بار با او به آهستگى سخن گفت و به او دستور داد كه شبِ بيست و سوم بيايد. از اين رو، او آن شب (شب بيست و سوم) را در مسجد مى مانْد و تا صبح، بيرون نمى رفت و پيش از آن و پس از آن، نه در ماه رمضان، و نه در روز عيد فطر، به مسجد نمى آمد.
امام باقر عليه السلام:جُهَنى نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من، شتران و گوسفندان و غُلامانى دارم. دوست دارم كه يك شب را تعيين كنى كه به مسجد بيايم و در نماز، حاضر شوم. و اين، در ماه رمضان بود. پيامبر صلى الله عليه و آله او را فرا خوانْد و در گوش او آهسته چيزى گفت. از آن پس، هر گاه شب بيست و سوم [رمضان] مى شد، جُهَنى با شتران و گوسفندان و خانواده و فرزندان و غلامانش وارد مى شد، آن شب (شبِ بيست و سوم) را در مدينه مى مانْد و صبح كه مى شد، با خانواده و گوسفندان و شترانش به جاى خود بر مى گشت.
امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام:شبِ بيست و سوم [رمضان]، شبِ جُهَنى است. داستان او چنين است كه وى به پيامبر خدا گفت: خانه من، دور از مدينه است. يك شب را برايم تعيين كن كه همان شب بيايم. پيامبر صلى الله عليه و آله هم به او دستور داد كه شبِ بيست و سوم بيايد.
مستدرك الوسائلـ به نقل از ضَمْرَة بن عبد اللّه ـ: با گروهى از بنى سَلَمه بودم. گفتند: كيست كه نزد پيامبر خدا برود و درباره شب قدر از او بپرسد؟ گفتم: من. شبانه به مدينه آمدم و به خانه پيامبر خدا رفتم. دستور داد برايم غذا آوردند. خوردم. فرمود: «كفش مرا بياور». كفش او را پيشِ پايش نهادم. وى به سوى مسجد به راه افتاد و گفت: «كارى دارى؟». گفتم: بنى سَلَمه مرا فرستاده اند كه از شما بپرسم: شب قدر، كدام شب است؟ فرمود: «امشب، شب چندم ماه است؟». گفتم: بيست و دوم. فرمود: «فردا شب، شبِ بيست و سوم، همان [شب قدر] است».
اولین حدیث
موضوع
حدیث 8760