حدیث دربارهوائل بن حُجر
قصص الأنبياء عن وائل بن حجر:جاءَنا ظُهورُ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، وأنَا في مُلكٍ عَظيمٍ وطاعَةٍ مِن قَومي، فَرَفَضتُ ذلِكَ وآثَرتُ اللّهَ ورَسولَهُ، وقَدِمتُ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَأَخبَرَني أصحابُهُ أنَّهُ بَشَّرَهُم قَبلَ قُدومي بِثَلاثٍ؛ فَقالَ: هذا وائِلُ بنُ حُجرٍ قَد أتاكُم مِن أرضٍ بَعيدَةٍ مِن حَضرَمَوتَ، راغِبا فِي الإِسلامِ، طائِعا، بَقِيَّةَ أبناءِ المُلوكِ.
فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، أتانا ظُهورُكَ وأنَا في مُلكٍ، فَمَنَّ اللّهُ عَلَيَّ أن رَفَضتُ ذلِكَ وآثَرتُ اللّهَ ورَسولَهُ ودينَهُ راغِبا فيهِ.
فَقالَ صلى الله عليه و آله: صَدَقتَ، اللّهُمَّ بارِك في وائِلٍ وفي وُلدِهِ ووُلدِ وُلدِهِ. ۱
قصص الأنبياءـ به نقل از وائل بن حُجر ـ: زمانى كه خبر ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله به ما رسيد، من سلطنتى شكوهمند داشتم و مردم از من فرمانبرى داشتند؛ امّا آن همه را رها كردم و خدا و پيامبر او را برگزيدم و خدمت پيامبر خدا رسيدم. يارانش به من گفتند كه پيامبر صلى الله عليه و آله سه روز پيش از ورود من، آمدن مرا به آنان نويد داده و فرموده بود: «وائل بن حُجر، از سرزمينى دور دست، از حَضرَموت، از روى علاقه به اسلام، نزد شما مى آيد. او واپسينِ شاه زادگان است».
گفتم: اى پيامبر خدا! خبر ظهور شما به ما رسيد و من پادشاه بودم؛ امّا خداوند بر من منّت نهاد و آن همه را رها كردم و خدا و پيامبرش را ترجيح دادم و به دينش علاقه مند گشتم.
فرمود: «راست مى گويى. بار خدايا! به وائل و فرزندانش و فرزندان فرزندانش بركت عطا فرما».
۱.قصص الأنبياء: ص 295 ح 367، بحار الأنوار: ج 18 ص 108 ح 7.