حدیث دربارهجُعَيل بن زياد
المعجم الكبير عن جعيل الأشجعي:غَزَوتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في بَعضِ غَزَواتِهِ وأنَا عَلى فَرَسٍ لي عَجفاءَ ۱ ضَعيفَةٍ، فَكُنتُ في آخِرِ النّاسِ فَلَحِقَني فَقالَ: سِر يا صاحِبَ الفَرَسِ، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ عَجفاءُ ضَعيفَةٌ! فَرَفَعَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِخفَقَةً كانَت مَعَهُ فَضَرَبَها بِها، وقالَ: اللّهُمَّ بارِك لَهُ فيها.
قالَ: فَلَقَد رَأَيتُني اُمسِكُ رَأسَها أن تَقَدَّمَ النّاسَ. قالَ: ولَقَد بِعتُ مِن بَطنِها بِاثنَي عَشَرَ ألفا. ۲
المعجم الكبيرـ به نقل از جُعَيل اشجعى ـ: با پيامبر خدا در يكى از غزواتش شركت كردم. من بر ماديانى نزار و ناتوان سوار بودم و در آخر لشكر حركت مى كردم. پيامبر صلى الله عليه و آله خودش را به من رساند و فرمود: «حركت كن، اى سوار!».
گفتم: اى پيامبر خدا! نزار و ناتوان است.
پيامبر خدا با تازيانه اى كه در دست داشت، بر آن زد و گفت: «بار خدايا! در آن به صاحبش بركت بده».
پس، در دَم، ماديان تاخت برداشت و از ديگران پيش افتاد. نيز من از شكم آن، [كرّه هايى]به دوازده هزار فروختم.