حدیث دربارهاحنف بن قيس

مسند ابن حنبل عن الأحنف:بَينَما أطوفُ بِالبَيتِ إذ لَقِيَني رَجُلٌ مِن بَني سُلَيمٍ فَقالَ: ألا اُبَشِّرُكَ؟ قالَ: قُلتُ: بَلى. قالَ: أتَذكُرُ إذ بَعَثَني رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلى قَومِكَ بَني سَعدٍ أدعوهُم إلَى الإِسلامِ ـ قالَ: ـ فَقُلتَ أنتَ: وَاللّهِ ما قالَ إلّا خَيرا، ولا أسمَعُ إلّا حُسنا؟ فَإِنّي رَجَعتُ فَأَخبَرتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله بِمَقالَتِكَ، قالَ: «اللّهُمَّ اغفِر لِلأَحنَفِ». قالَ: فَما أنَا بِشَيءٍ أرجى مِنّي لَها. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از اَحنَف ـ: مشغول طواف كعبه بودم كه مردى از بنى سُلَيم به من برخورد و گفت: آيا بشارتت ندهم؟ گفتم: چرا. گفت: يادت مى آيد زمانى كه پيامبر خدا مرا به نزد قومت بنى سعد فرستاد تا آنها را به اسلام دعوت كنم، تو گفتى: به خدا سوگند كه او جز نيك نگفت و من جز نيكويى نمى شنوم؟ من باز گشتم و سخن تو را به اطّلاع پيامبر صلى الله عليه و آله رسانيدم. ايشان فرمود: «بار خدايا! احنف را بيامرز». من به چيزى [از اعمالم] اميدوارتر از اين [سخن و دعاى پيامبر] نيستم.
۱.مسند ابن حنبل: ج 9 ص 54 ح 23221.