حدیث دربارهپيامبران
الخرائج والجرائح:إنَّهُ لَمَّا انصَرَفَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن خَيبَرَ راجِعا إلَى المَدينَةِ، قالَ جابِرٌ: أشرَفنا عَلى وادٍ عَظيمٍ قَدِ امتَلَأَ بِالماءِ، فَقاسوا عُمقَهُ بِرُمحٍ فَلَم يَبلُغ قَعرَهُ، فَنَزَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وقالَ: «اللّهُمَّ أعطِنَا اليَومَ آيَةً مِن آياتِ أنبِيائِكَ ورُسُلِكَ»، ثُمَّ ضَرَبَ الماءَ بِقَضيبِهِ وَاستَوى عَلى راحِلَتِهِ ثُمَّ قالَ: سيروا خَلفي عَلَى اسمِ اللّهِ، فَمَضَت راحِلَتُهُ عَلى وَجهِ الماءِ وَاتَّبَعَهُ النّاسُ عَلى رَواحِلِهِم ودَوابِّهِم، فَلَم تَتَرَطَّب أخفافُها ولا حَوافِرُها. ۱
الخرائج و الجرائحـ به نقل از جابر ـ: چون پيامبر خدا از خيبر به سوى مدينه باز گشت، به وادى بزرگى رسيديم كه پُر از آب بود. با نيزه اى عمق آن را اندازه گرفتند. نيزه به ته وادى نرسيد. پيامبر خدا پياده شد و گفت: «بار خدايا! امروز، نشانى از نشانه هاى پيامبران و فرستادگانت را به ما عطا فرما».
سپس با چوب دستى اش به آب زد و بر شتر خويش نشست و فرمود: «به نام خدا، پشت سر من، حركت كنيد».
شتر پيامبر صلى الله عليه و آله روى آب به راه افتاد و مردم، سوار بر شتران و ستورانشان، در پىِ ايشان حركت كردند، بدون آن كه سُم آنها تر شود.
۱.الخرائج والجرائح: ج 1 ص 161 ح 250، بحار الأنوار: ج 21 ص 30 ح 31.