سزاى كسى كه نماز را سبك بشمارد

3 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يَنالُ شَفاعَتي مَنِ استَخَفَّ بِصَلاتِهِ، ولا يَرِدُ عَلَيَّ الحَوضَ لا واللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه نماز را سبُك بشمارد، به شفاعت من دست نمى يابد، و به خدا سوگند، در كنار حوض [ـِ كوثر]، بر من وارد نخواهد شد.
۱.الكافي: ج 6 ص 400 ح 19 عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 84 ص 241 ح 27.
عنه صلى الله عليه و آله:عِشرونَ خَصلَةً تُورِثُ الفَقرَ:. الِاستِخفافُ بِالصَّلاةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بيست خصلت، فقر مى آورد:. و سبُك شمردن نماز.
۱.جامع الأخبار: ص 343 ح 951، بحارالأنوار: ج 76 ص 315 ح 2.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِابنَتِهِ فاطِمَةَ عليهاالسلام لَمّا قالَت لَهُ: يا أبَتاه، ما لِمَن تهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ والنِّساءِ؟ ـ: يا فاطِمَةُ، مَن تَهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ والنِّساءِ ابتَلاهُ اللّهُ بِخَمسَ عَشَرَةَ خَصلَةً: سِتٌّ مِنها في دارِ الدُّنيا، وثَلاثٌ عِندَ مَوتِهِ، وثَلاثٌ في قَبرِهِ، وثَلاثٌ فِي القيامَةِ إذا خَرَجَ مِن قَبرِهِ. فَأمَّا اللَّواتي تُصيبُهُ في دارِ الدُّنيا: فَالاُولى يَرفَعُ اللّهُ البَرَكَةَ مِن عُمُرِهِ، ويَرفَعُ اللّهُ البَرَكَةَ مِن رِزقِهِ، ويَمحُو اللّهُ عز و جل سيماءَ الصّالِحينَ مِن وَجهِهِ، وكُلُّ عَمَلٍ يَعمَلُهُ لا يُؤجَرُ عَلَيهِ، ولا يَرتَفِعُ دُعاؤُهُ إلَى السَّماءِ، والسّادِسَةُ لَيسَ لَهُ حَظٌّ في دُعاءِ الصّالِحينَ.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ دخترش فاطمه عليهاالسلام كه پرسيده بود: اى پدر! مردان و زنانى كه نمازشان را سبُك مى شمرند، چه [جزايى] دارند؟ ـاى فاطمه! هر كس از مردان يا زنان، نمازش را سبُك بشمرد، خداوند، او را به پانزده خصلت مبتلا مى كند: شش خصلت در دنيا، سه خصلت هنگام مرگش، سه خصلت در گورش، و سه خصلت در قيامتْ هنگامى كه از گورش بيرون مى آيد. امّا آنچه در دنيا به او مى رسد: خداوند، بركت را از عمرش بر مى دارد، و نيز از روزى اش، سيماى صالحان را از چهره اش مى زُدايد، به هر عملى كه انجام مى دهد، پاداشى داده نمى شود، دعايش به آسمان نمى رود، و ششم اين كه براى او در دعاى صالحان، نصيبى نيست. و امّا آنچه هنگام مرگش به او مى رسد: نخستين آنها اين است كه خوار مى ميرد، دوم آن كه گرسنه مى ميرد،

۱.فلاح السائل: ص 22 عن فاطمة عليهاالسلام، بحارالأنوار: ج 83 ص 21 ح 39.