حدیث دربارهمجموعه آثار نماز

عنه صلى الله عليه و آله:الصَّلاةُ مِن شَرائع الدّينِ، وفيها مَرضاةُ الرَّبِّ عز و جل، وهيَ مِنهاجُ الأَنبياءِ، ولِلمُصَلّي حُبُّ المَلائِكَةِ، وهُدًى وإيمانٌ، ونورُ المَعرِفَةِ، وبَرَكَةٌ فِي الرِّزقِ، وراحَةٌ لِلبَدَنِ، وكَراهَةٌ لِلشَّيطانِ، وسِلاحٌ عَلَى الكافِرِ، وإجابَةٌ لِلدُّعاءِ، وقَبولٌ لِلأَعمالِ، وزادٌ لِلمُؤمِنِ مِنَ الدُّنيا إلَى الآخِرَةِ، وشَفيعٌ بَينَهُ وبَينَ مَلَكِ المَوتِ، واُنسٌ في قَبرِهِ، وفِراشٌ تَحتَ جَنبِهِ، وجَوابٌ لِمُنكَرٍ ونَكيرٍ، وتَكونُ صَلاةُ العَبدِ عِندَ المَحشَرِ تاجًا عَلى رَأسِهِ، ونورًا عَلى وَجهِهِ، ولِباسًا عَلى بَدَنِهِ، وسِترًا بَينَهُ وبَينَ النّار، وحُجَّةً بَينَهُ وبَينَ الرَّبِّ جَلَّ جَلالُهُ، ونَجاةً لِبَدَنِهِ مِنَ النّار، وجَوازًا عَلَى الصِّراطِ، ومِفتاحًا لِلجَنَّةِ، ومُهورًا لِحورِ العينِ، وثَمَنًا لِلجَنَّةِ. بِالصَّلاةِ يَبلُغُ العَبدُ إلَى الدَّرَجَةِ العُليا، لِأَنَّ الصَّلاةَ تَسبيحٌ وتَهليلٌ وتَحميدٌ وتَكبيرٌ وتَمجيدٌ وتَقديسٌ وقَولٌ ودَعوَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نماز، از آيين هاى دين است. در آن، خشنودى پروردگار عز و جلاست، راه روشن پيامبران است و نمازگزار، محبّت فرشتگان را با خود دارد. هدايت وايمان، نور معرفت، بركت در روزى، آسايش تن، ناپسندى براى شيطان، سلاحى برابر كافر، پذيرش دعا، قبولىِ اعمال، توشه مؤمن از دنيا به سوى آخرت، شفيع ميان او و فرشته مرگ، اُنس او در گورش، فرش زيرش و پاسخ مُنكر و نكير است. و نماز بنده هنگام محشر، تاجى بر سر اوست و نورى بر چهره اش، پوششِ كالبدش، پرده اى ميان او و آتش، حجّتى ميان او و پروردگار بزرگ و با شكوهش، [مايه]نجات تنش از آتش، برگه عبور از صراط، كليدى براى بهشت، مهريه حور العين و بهاى بهشت است. بنده با نماز در فراز مى آيد؛ زيرا نماز تسبيح و تهليل (لا إله إلّا اللّه گفتن و گواهى به يكتايى خدا) و سپاس و بزرگداشت و مدح و تنزيه و سخن گفتن [با خدا] و دعاست.
۱.الخصال: ص 522 ح 11 عن ضمرة بن حبيب، بحارالأنوار: ج 82 ص 231 ح 56.

احادیث دیگر این موضوع

۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ تبارك و تعالى ـ فرشته اى به نام سَخائيل دارد كه براى نمازگزاران هنگام هر نماز، بَرات هايى از پروردگار بزرگ جهانيان مى گيرد. پس هنگامى كه مؤمنان، صبح بر مى خيزند و وضو مى گيرند و نماز صبح را مى خوانند، بَراتى را براى آنان از خداى عز و جل مى گيرد كه در آن، نوشته شده است: «من، خداى جاويدم. بندگانم! شما را در پناه خود قرار دادم و در سايه حمايت و نگاهبانى خود در آوردم. به عزّتم سوگند، شما را وا نمى گذارم و گناهانتان تا ظهر، آمرزيده شده است. پس هنگام ظهر كه بر مى خيزند و وضو مى گيرند و نماز مى خوانند، براى آنان بَرات دوم را از خداى عز و جل مى گيرد كه در آن، نوشته شده است: «من، خداى توانايم. بندگانم! بدى هايتان را به نيكى تبديل كردم و گناهان كوچكتان را آمرزيدم و به سبب خشنودى ام از شما، در منزلگاه شُكوه جايتان دادم. پس هنگام عصر كه بر مى خيزند و وضو مى گيرند و نماز مى خوانند، برات سوم را براى آنان از خداى عز و جل مى گيرد كه در آن نوشته شده است: «من، خداى بزرگم. يادم شكوهمند و قدرتم بسيار است. بندگان من، كالبدهايتان را بر آتش، حرام كردم و شما را در جايگاه نيكان، نشاندم و با رحمتم تبهكارىِ تبهكاران را از شما دور كردم. پس هنگام مغرب كه بر مى خيزند و وضو مى گيرند و نماز مى خوانند، بَرات چهارم را براى آنان از خداى عز و جل مى گيرد كه در آن نوشته شده است: «من، خداوند چيره، بزرگ و والايم. بندگان من! فرشتگانم از نزد شما با خشنودى بالا آمدند. بر خود واجب كردم كه شما را خشنود سازم و روز قيامت، آرزويتان را برآورده سازم. پس هنگام عشا كه بر مى خيزند و وضو مى گيرند و نماز مى خوانند، بَرات پنجم را براى آنان از خداى عز و جل مى گيرد كه در آن نوشته شده است: «همانا من، خداوندم نه خدايى غير از من هست، و نه پروردگارى جز من. بندگان من! در خانه هاى خود، طهارت ساختيد و به سوى خانه هاى من، گام برداشتيد و در ياد من، فرو رفتيد و حقّ مرا شناختيد و واجباتم را انجام داديد. اى سَخائيل و ديگر فرشتگانم! شما را گواه مى گيرم كه من از آنان، خشنود شدم. پس سَخائيل هر شب، پس از نماز عشا، سه بار ندا در مى دهد: «اى فرشتگان خداوند! همانا خداوند ـ تبارك و تعالى ـ، نمازگزاران يكتاپرست را آمرزيد». پس هيچ فرشته اى در آسمان هاى هفتگانه نمى مانَد، جز اين كه براى نمازگزاران، آمرزش مى طلبد و براى مداومتشان بر اين كار، دعا مى كند. هر كس، مرد يا زن، نماز شب روزى اش شود و فقط براى خداى عز و جل برخيزد، وضويى كامل بگيرد و براى خداى عز و جل با نيّتى راست و دلى پيراسته و تنى افتاده و چشمى گريان، نماز بگزارد، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ، پشت سر او، نُه صف از فرشتگان قرار مى دهد كه تعداد فرشتگان هر صف را جز خداوند ـ تبارك و تعالى ـ نمى داند. يك طرف صف در شرق و طرف ديگرش در غرب است و هنگامى كه [از نمازش] فارغ شد، براى وى به عدد اين فرشتگان، درجه نوشته مى شود.