حدیث دربارهشوخىِ آزار دهنده
اُسد الغابة عن عمر بن يحيى عن أبيه عن جدّه:كُنّا عِندَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقامَ رَجُلٌ ونَسِيَ نَعلَهُ، فَأَخَذَها رَجُلٌ ووَضَعَها تَحتَهُ، فَجاءَ الرَّجُلُ فَقالَ: مَن رَآهُما؟ فَقالَ الرَّجُلُ: أنَا أخَذتُهُما.
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: فَكَيفَ رَوعَةُ المُؤمِنِ؟!
قالَ: وَالَّذي بَعَثَكَ بِالحَقِّ ما أخَذتُهُما إلّا وأنَا ألعَبُ!
قالَ: فَكَيفَ بِرَوعَةِ المُؤمِنِ؟! ۱
اُسد الغابةـ به نقل از عمر بن يحيى، از پدرش، از جدّش ـ: ما نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم كه مردى برخاست و رفت و كفشش را فراموش كرد. كسى آن را برداشت و زير خود گذاشت. مرد برگشت و گفت: كسى كفش ها را نديده است؟
آن مرد گفت: من آنها را برداشته ام.
پيامبر خدا فرمود: «ترساندن مؤمن، چه معنا دارد؟!».
مرد گفت: سوگند به آن كه تو را به حق بر انگيخت، من فقط از باب شوخى، آنها را برداشتم!
فرمود: «با ترساندن مؤمن، [شوخى] چه معنا دارد؟!».
۱.اُسد الغابة: ج 6 ص 71 الرقم 5813.