حدیث دربارهكوتاه همّتى
عنه صلى الله عليه و آله:كَم بَينَ مَسألَةِ الأعرابيِّ وعَجوزِ بَني إسرائيلَ! إنّ موسى لَمّا اُمِرَ أن يَقطَعَ البَحرَ فانتَهى إلَيهِ صُرِفَت وُجوهُ الدَّوابِّ فرَجَعَت، فقالَ موسى: ما لِي يا ربِّ؟! قالَ: إنّكَ عِندَ قَبرِ يُوسُفَ، فاحمِلْ عِظامَهُ مَعكَ وقَدِ استَوى القَبرُ بالأرضِ.
فجَعَلَ موسى لايَدري أينَ هُو، فسألَ موسى: هَل يَدري أحَدٌ مِنكُم أينَ هُو؟ فقالوا: إن كانَ أحَدٌ يَعلَمُ أينَ هُو فعَجوزُ بَني فُلانٍ تَعلَمُ أينَ هُو، فأرسَلَ إلَيها الرّسولَ قالَت: ما لَكُم؟ قالوا: انطَلِقي إلى موسى، فلَمّا أتَتهُ قالَ لَها: تَعلَمينَ أينَ قَبرُ يُوسُفَ؟ قالَت: نَعَم، قالَ: فَدُلِّينا علَيهِ، قالَت: لا واللّهِ حتّى تُعطِيَني ما أسألُكَ! قالَ لَها: لكِ ذلكَ، قالَت: فإنّي أسألُكَ أن أكونَ مَعكَ في الدَّرَجَةِ الّتي تَكونُ فيها في الجَنّةِ، قالَ: سَلي الجَنّةَ، قالَت: لا واللّهِ لا أرضى إلّا أن أكونَ مَعكَ! فجَعلَ موسى يُرادُّها.
فأوحَى اللّهُ إلَيهِ أن أعطِها ذلكَ؛ فإنّهُ لا يَنقُصُكَ شيئا. فأعطاها وَدَلَّتهُ علَى القَبرِ، فأخرَجوا العِظامَ وجاوَزوا البَحرَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چه قدر فاصله است ميان خواسته اين اعرابى و خواسته آن پيرزن بنى اسرائيل! زمانى كه موسى عليه السلام مأمور شد از دريا عبور كند و به كنار دريا رسيد، مركب هاى آنان صورت خود را بر گرداندند و به عقب بر گشتند. موسى عليه السلام گفت: «خدايا! چه شده است؟».
خداوند فرمود: تو در نزديكىِ قبر يوسف هستى. پس استخوان هاى او را با خودت ببر.
امّا چون قبرْ با خاك يكسان شده بود، موسى عليه السلام جاى آن را پيدا نمى كرد. لذا [از قوم خود] پرسيد: «آيا كسى از شما، جاى قبر را مى داند؟».
گفتند: اگر كسى باشد كه جاى آن را بلد باشد، آن كس، پيرزن بنى فلان است. او مى داند كجاست.
موسى عليه السلام دنبال او فرستاد. او به فرستادگان موسى عليه السلام گفت: چه مى خواهيد؟
گفتند: نزد موسى بيا. وقتى به حضور موسى آمد، به او فرمود: «تو مى دانى كه قبر يوسف كجاست؟».
گفت: آرى.
فرمود: «پس آن را به ما نشان بده».
پيرزن گفت: نه به خدا، مگر اين كه آنچه را از تو بخواهم، به من بدهى!
موسى به او فرمود: «مى دهم».
پيرزن گفت: از تو مى خواهم كه در بهشت، با تو در همان درجه اى باشم كه تو هستى.
موسى فرمود: «بهشت را بخواه [، كافى است]».
گفت: نه به خدا، راضى نمى شوم، مگر اين كه با تو باشم!
موسى سعى كرد او را از خواسته اش منصرف كند؛ امّا خداوند به موسى وحى فرمود كه: «آنچه مى خواهد، به او بده؛ زيرا اين از تو چيزى كم نمى كند».
موسى نيز خواسته پيرزن را قبول كرد و پيرزن، قبر را نشان موسى داد. پس استخوان ها را در آوردند و از دريا گذشتند.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 516 ح 32412 نقلاً عن الخرائطي في مكارم الأخلاق عن الإمام عليّ عليه السلام.