حدیث دربارهمسئولان تربيت
الاختصاص:عَن بَعضِ الهاشِمِيّينَ رَفَعَ الحَديثَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَّ أعرابِيّا أتاهُ فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، أيُدالِكُ ۱ الرَّجُلُ امرَأَتَهُ؟
قالَ: نَعَم إذا كانَ مُلفَجا ۲.
فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ مَن أدَّبَكَ؟
قالَ: اللّهُ أدَّبَني، وأنَا أفصَحُ العَرَبِ مَيدَ ۳ أنّي مِن قُرَيشٍ، ورُبّيتُ في حِجرٍ مِن هَوازِنَ بَني سَعدِ بنِ بَكرٍ. ۴
الاختصاص:يكى از هاشميان، به صورت خبر مرفوع، ۵ از پيامبر خدا روايت كرده است كه باديه نشينى، نزد ايشان آمد و گفت: اى پيامبر خدا! آيا رواست كه مرد در پرداخت مهريه همسرش، امروز و فردا كند؟
فرمود: «آرى، اگر تهى دست باشد».
گفت: اى پيامبر خدا! چه كسى تو را ادب آموخت؟
فرمود: «خدا مرا ادب آموخت؛ و من فصيح ترينِ عربم، از آن رو كه من از قريش هستم و در دامنى از بنى سعد بن بكر از هوازِن، تربيت شده ام».
۱.المُدالَكَة: المُماطَلَة، يعني مَطلَه إيّاها بالمَهر (النهاية: ج 2 ص 130 «دلك»).
۲.المُلفَج ـ بفتح الفاء ـ: الفقير، يقال: ألفَجَ الرجُلُ فهو مُلفَج، على غير قياس (النهاية: ج 4 ص 259 «لفج»).
۳.مَيْدَ و بَيْدَ: لُغتان بمعنى غَيْر. وقيل: معناهما: على أنّ (النهاية: ج 4 ص 379 «ميد»).
۴.الاختصاص: ص 187، بحارالأنوار: ج 17 ص 158 ح 2.
۵.خبر مرفوع، حديثى است كه در سلسله سندش، عبارت «رفَعَه» به كار رفته است، به اين معنا كه يكى از راويان، آن را با واسطه، از راوى قبلى نقل كرده و نام يك يا چند راوى واسطه، مشخّص نشده است.