تشويق به عفّت

6 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ يُحِبُّ الحَيِيَّ المُتَعفِّفَ، ويُبغِضُ البَذِيَّ السّائلَ المُلحِفَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، شخص با حياى با مناعتِ طبع را دوست دارد و از گداى بى شرم و سمج، نفرت دارد.
۱.الأمالي للطوسي: ص 39 ح 43 عن إبن عمر، بحارالأنوار: ج 71 ص 270 ح 8.
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثَةٌ كُلُّهُم حَقٌّ عَلى اللّهِ عَونُهُ: الغازي في سَبيلِ اللّهِ، والمُكاتِبُ الّذي يُريدُ الأداءَ، والنّاكِحُ الّذي يُريدُ التَّعَفُّفَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه نفرند كه خداوند حتما كمكشان مى كند: جنگ آورِ راه خدا و بنده مُكاتَبى كه بخواهد بهاى آزادىِ خود را بپردازد و كسى كه به قصد عفّت (پاك ماندن از گناه)، ازدواج كند.
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 841 ح 2518 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ يُحِبُّ عَبدَهُ المُؤمِنَ الفَقيرَ المُتَعفِّفَ أبا العِيالِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، بنده مؤمنِ تهى دستِ عفيفِ عيالوارِ خود را دوست دارد.
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1380 ح 4121 عن عمران بن حصين.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن طالَبَ حَقّا فلْيَطلُبْهُ في عَفافٍ وافٍ، أو غَيرِ وافٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه حقّى را مطالبه مى كند، بايد آن را با عفّت و مناعت طبع مطالبه كند؛ عفّت كامل يا ناقص.
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 809 ح 2421 عن إبن عمر وعائشة.
عنه صلى الله عليه و آلهـ كانَ يَدعو ـ: اللّهُمَّ إنّي أسألُكَ الهُدى والتُّقى والعَفافَ والغِنى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ همواره اين دعا را مى خواند ـ: بار خدايا! من از تو راه نمايى و پرهيزگارى و عفّت و بى نيازى، مسئلت دارم.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 522 ح 3489 عن عبداللّه.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا نَفِدَ ما عِندَهُ إذ سألَهُ الأنصارُ فأعطاهُم ـ: ما يَكونُ عِندي مِن خَيرٍ فلَن أدَّخِرَهُ عَنكُم، ومَن يَستَعفِفْ يُعِفَّهُ اللّهُ، ومَن يَستَغنِ يُغنِهِ اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ پس از آن كه هر چه [از بيت المال] نزد ايشان بود، به خواهش انصار، به آنها داد و ديگر چيزى باقى نماند ـ: آنچه از مال و دارايى نزد من باشد، هرگز از شما مخفى نمى كنم و دريغ نمى دارم. هر كه پاك دامنى و مناعت جويد، خداوند او را پاك دامن و با مناعت مى گردانَد و هر كه بى نيازى طلبد، خداوندْ بى نيازش مى گرداند.
۱.سنن أبي داوود: ج 2 ص 127 ح 1644 عن أبي سعيد الخدري.