حدیث دربارهآمادگىِ جوان براى خودسازى
تفسير القمّي:قَولُهُ: «وَ عَجِبُواْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ» ۱ قَال نَزَلَت بِمَكَّةَ لَمّا أظهَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الدَّعوَةَ بِمَكَّةَ اجتَمَعَت قُرَيشٌ إلى أبي طالِبٍ، فَقالوا: يا أبا طالِبٍ إِنَّ ابنَ أخيكَ قَد سَفَّهَ أحلامَنا، وسَبَّ آلِهَتَنا، وأفسَدَ شَبابَنا، وَفَرَّقَ جَماعَتَنا، فَإِن كانَ الَّذي يَحمِلُهُ عَلى ذلِكَ العُدمَ جَمَعنا لَهُ مالاً حَتّى يَكونَ أغنى رَجُلٍ في قُرَيشٍ ونُمَلِّكُهُ عَلَينا، فَأَخبَرَ أبو طالِبٍ رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله بِذلِكَ، فَقالَ: لَو وَضَعُوا الشَّمسَ في يَميني وَالقَمَرَ في يَساري ما أرَدتُهُ. ۲
تفسير القمّى:آيه «و از اين كه هشدار دهنده اى از خودشان بر ايشان آمده، در شگفت اند» ، در مكّه نازل شد. آن گاه كه پيامبر خدا دعوتش را در مكّه علنى ساخت، قريش نزد ابو طالب آمدند و گفتند: اى ابو طالب! برادرزاده ات، انديشه هاى ما را نادرست دانسته، خدايانمان را دشنام داده، جوانان ما را به تباهى كشانده و ميان ما جدايى انداخته است. اگر ندارىْ او را بر اين كار وا داشته، برايش ثروتى گِرد آوريم تا ثروتمندترينِ قريش شود و او را به رياست خود بر گزينيم.
ابو طالب، اين مطالب را به پيامبر خدا گزارش داد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من، و ماه را در دست چپ من بگذارند، آن را نخواهم پذيرفت».